۱۴مهر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۴۵): بدو ابوالفضل بدو بدو

فکر می کنم دو هفته پیش بود که زد به سرم و شروع کردم به دویدن، تا امروز فکر می کنم ۵۰ کیلومتر دویده باشم، نمی دونم تا کی قراره ادامه بدم، هر روز سوال های این شکلی از خودم می پرسم ولی باز هم می دوم، مثلا اگر هوا سرد شد دیگه نمی دوم، یا اگر بارون اومد، یا چرا از فردا ندوم، اصلا چرا باید بدوم، هر روز ذهنم پر میشه از این سوالات، مهم ترین قسمت دویدن برای من توی این چند وقت این بود که بیش از سه ساعت در روز به زندگیم اضافه شده، یعنی هر روز بین ۵:۳۰ تا ۶:۰۰ صبح بیدار میشم و شروع می کنم به دویدن، تازه علاوه بر این صبحانه خوردن با نون تازه هم بهش اضافه شده که هیجان انگیزترش کرده و بهم انگیزه میده باز هم بلند بشم هر روز صبح، چون من اصولا آدمی نبودم که صبحانه بخورم، میشه گفت یه وعده به وعده های غذاییم اضافه شده، راستش می خواستم از اول مهر همه چیز رو تغییر بدم، یعنی یه جور دیگه باشه، خیلی از دوستانم فاصله گرفته بودم و خیلی ها از دستم خسته شده بودن بس که کاری نمی کردم، روز اول که دویدم همه دوستام شروع کردن به تشویق کردنم که بدو ابوالفضل بدو بدو، من هر روز با خاطرات دردناکی از خواب بیدار می شدم ولی از وقتی دویدن و شروع کردم خوشحال ترم، یه جورایی خود فراموش کردن هم دارم فراموش می کنم، آرامش لذت بخشی داره، فقط نمی دونم کی ممکنه دیگه ندوم که اونم به نظرم مهم نیست، تنها چیزی که می دونم اینه که باید حرکت کنم و متوقف نشم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۲ دیدگاه ها

  1. یاد فیلم فارست گامپ افتادم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)