۴تیر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۴): عصبانیت

متاسفانه باید بگم من جزء آدم هایی هستم که خیلی زود عصبانی میشن، یعنی یه جورایی در کسری از ثانیه آمپرم از صفر تا صد رو طی می کنه و دیگه کنترل همه چیز از دستم خارج میشه، اگر مغزم همزمان درگیر حل چند مسئله هم باشه که دیگه واویلا میشه، فقط کافیه کوچکترین صدایی در اطرافم بشنوم، حتی قورت دادن آب دهان، زمین و زمان رو به هم می ریزم، فاجعه ای هستم برای خودم، بدترین قسمت ماجرا اینجاست که چند ثانیه بعد از اینکه عصبانیت خودم رو بروز دادم در اکثر موارد پشیمون میشم ولی دیگه هیچ فایده ای نداره و همه چیز بهم ریخته.

برای کنترل عصبانیت کلی مقاله خوندم ولی به نظرم همشون مسخره بودن حداقل برای من، امکان نداره در لحظه ای که عصبانی هستم مثلا به آسمون آبی فکر کنم و دیگه بعدش عصبانی نباشم، یا قبل از اینکه داد بزنم چند لحظه صبر کنم و فکر کنم، خب من اگر اون لحظه می تونستم فکر کنم بدون شک عصبانیت خودم رو کنترل می کردم، دقیقا مشکل همین جاست که اون لحظه به چیزی به جز خالی کردن خودم فکر نمی کنم، یه جورایی ما برای خالی کردن خودمون دیگران رو لبریز می کنیم و این خیلی کار افتضاحی هست.

فعلا راهکار درست و مناسبی برای کنترل عصبانیت خودم ندارم و دارم روش فکر می کنم ولی به نظرم بهتر باشه حجم فشارهای روانی روی خودم رو کم کنم، این کار حداقل باعث میشه موقعیت عصبانی شدن کمتر پیش بیاد، یه جورایی شاید بهترین روش برای کنترل عصبانیت پیشگیری از به وجود اومدن موقعیت عصبی شدن باشه، حداقل در بعضی از موارد می تونه کار ساز باشه، می تونم از همین جا شروع کنم، مواردی که باعث عصبانیتم میشن رو بررسی کنم و یک سری راهکار براشون طراحی کنم تا کمتر عصبانی بشم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۲ دیدگاه ها

  1. سلام علیکم
    بنظرم وقتی که عصبانی نیستید برای خودتون تصور کنید که اگر الان عصبی بودم چه رفتار هایی نشان میدادم و
    سعی کنید برای خودتون پیش فرض تاکید میکنم پیش فرض بسازید و مدام بهش فکر کنید
    مثلا این که از این بعد موقع عصبانیت سکوت می کنم یا حداقل کمتر بروز میدم و …
    بنظرم راه خوبیه خودم امتحان کردم
    یا علی AMIROO

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)