۱۹فرو

زمان هیچ وقت به عقب برنمی گرده!

امروز یکی از بچه ها زیر مطلب «فارست گامپ» دیدگاهی گذاشته بود که برام جالب بود، «یه چیزی رو میخواستم بهت بگم هی یادم میرفت. بنظرم تاریخ نوشته هاتو به عقب برنگردون تا یکدست بنظر برسه، زمان خم میشه، کشیده میشه، مچاله میشه اما هیچوقت به عقب برنمیگرده»، این دیدگاه را دوست دارم از دو جهت بررسی کنم، یکی قسمت اول که گفته تاریخ نوشته هات رو به عقب برنگردون، تا یک دست به نظر برسه، دقیقا از نظر کلی حرف درست و منطقی زده و از لحاظی من کار غیر معمولی انجام میدم.

اما واقعا چرا من این کار را انجام میدم؟ مگه کسی از من سوال می کنه که چرا در فلان روز مثلا مطلب ننوشتی؟، یا توی بلاگت چرا برای فلان روز مطلب نداری؟ در جواب باید بگم نه اصلا هم این طور نیست، پس سوال جدید تری به وجود میاد که حالا که کسی ازت چنین سوال هایی نمی پرسه و چنین انتظاراتی هم نداره پس چرا سعی می کنی به ازای هر روز یک مطلب منتشر کنی و اگر روزی بگذره و مطلب اون روز رو ننوشته باشی، روزهای بعد حتما می نویسی؟

باید بگم مشکل اصلی ما در انجام ندادن برنامه ها و اهدافی که در ابتدای هر سال برای خودمون طراحی می کنیم، همین بی اهمیت جلوه دادن برنامه هاست، من وقتی ابتدای سال به خودم قول دادم به ازای هر روز باید یک مطلب در بلاگم بنویسم، پس اگر ننویسم، اولا بی احترامی به خودم هست، دوما باعث خواهد شد در انجام سایر برنامه ها هم سست بشم و کوتاهی کنم، چون وقتی برای این برنامه می تونم دلیل بیارم که ننوشتم مهم نیست، پس برای بقیه هم می تونم جور کنم.

اما قسمت دوم دیدگاه که به این موضوع اشاره داره زمان هیچ وقت به عقب بر نمی گرده، واقعا یکی از مشکلات همه ما با زمان همین هست، که هیچ وقت به عقب بر نمی گرده، جبران کردن عقب افتادگی های من نشان از همین موضوع داره که وقتی باید قدر زمان را می دونستم ندونستم، حالا باید از زمان هایی که باید صرف کارهای جدیدتر و یا برنامه های امروز کنم باید برای جبران کارهایی که در زمان گذشته انجام می دادم صرف کنم و این مسئله خیلی ناراحت کننده است.

در کل بیشتر از هر چیز دیگه ای می خواستم بگم، زمان هیچ وقت به عقب بر نمی گرده ولی وظایف ما که قرار بوده دیروز انجامشون بدیم و ندادیم هنوز سر جای خودشون مونده و باید امروز انجامشون بدیم، انجام ندادن اونها در پاراگراف های قبلی گفتم ما را دچار چه مشکلاتی می کند، حتی خدا هم میگه اگر نماز دیروز رو نخوندی، فردا قضای اون رو بخون، نمی گه زمان تو رو به عقب بر می گردونم، فقط میگه می تونی وظیفه دیروزت رو امروز جبران کنی، در کل حتما به قول هایی که به خودتون می دید وفادار بمونید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه