۲۴آذر

زندگی یعنی درک حلقه ها

گاهی که به خودم و زندگی فکر می کنم، احساس می کنم زندگی یعنی غم، حتی انسان های خوشحال هم غمگین هستند، البته به لطف خدا این دنیا فقط غم نیست و شادی و خوشحالی هم داره و خدا طرح تفکیک غم و شادی رو در قالب بهشت و جهنم به اون دنیا موکول کرده، یکی از غم انگیز ترین لحظات زندگی به نظر من تنهایی هست، تنهایی فی نفسه بد نیست، بلکه هم لازمه هم شادی آور، ولی فطرت آدمی با تنهایی سرشته نشده، پس بی خودی خودمون رو گول نزنیم.

اولین حلقه ی زندگی اجتماعی هر فردی خانوادش هست، یا به اصطلاحی جزء جدایی ناپذیر زندگیش، شاید بشه اسم این حلقه رو «حلقه ی آرامش» هم گذاشت، دلبر هم توی همین حلقه مستتر هست، حلقه ی بعدی به نظر من حلقه ی «فقط به خاطر تو» هست، توی این حلقه بیش از یک نفر جا نمی گیره، اونم دوست و رفیق و … هست، یعنی نمیشه روش اسمی گذاشت، اون یعنی سرمایه زندگی و پشتیبان روزهای سخت شما، بهترین راز دار شما و بهترین کسی که می تونید همیشه روش حساب باز کنید و بهش تکیه کنید.

سومین حلقه، حلقه ی «یکی برای همه و همه برای یکی» هست، این حلقه بیشتر از یک نفر توی دل خودش جا میده، ولی شاید نباید تعدادش بیشتر از هفت الی هشت نفر بشه، این ها کسانی هستند که می تونی هر وقت خواستی کاری رو شروع کنی بهشون اعتماد کنی و توی مشکلات هم پا به پای تو خواهند موند، شعارشون اینه که پیش به سوی موفقیت در غم ها و شادی ها با هم خواهیم بود.

چهارمین حلقه، حلقه ی «بهانه ای برای با هم بودن» هست، تعداد کسانی که می شه در این حلقه جا داد، زیاد هستند، بیشتر کسانی هستند که زیاد می بینمشون یا برای ما کاری انجام می دهند یا با هم تفریح می کنیم، بالاخره به نوعی مهم هستند. پنجمین حلقه، حلقه ی «هر سلامی علیکی می طلبد» هست، تعداد این دسته خیلی بیشتر از دسته قبل هست و محدودیتی وجود نداره، اصولا آدم های این دسته خیلی برامون مهم نیستند و بیشتر به یک سلام و علیک کوتاه ختم میشه، مثل کسانی که هر روز در باشگاه یا در کافه می بینیم.

ششمین حلقه، حلقه «دنبال کنندگان» هستند، ممکنه شما به واسطه کاری که انجام میدید یه سری ها شما را دنبال کنند و گاهی هم برای شما پیامی بزارند و یا حتی سوالی بپرسند، مثلا بلاگی دارید، این افراد اصولا مهم هستند چون شما نقش جدی در زندگی شون ایفا می کنید، پس باید زمانی هم به این دسته اختصاص بدید، هفتمین حلقه، حلقه «مهم نیست کی هستی، مهم اینه که هستی» هست، این دسته اصولا ماهیت واقعی ندارند، دوستان صرفا مجازی در شبکه های اجتماعی هستند، برای ما مهم نیست چه کسانی هستند و اینکه آیا روزی اون ها رو خواهیم دید یا نه، برای ما مهم اینه وقتی باید باشند، هستند.

این همه حرف زدم که چی بشه رو خودم هم درست نفهمیدم، ولی این رو می دونم که حلقه دوم، خیلی برای ما مهم هست، چون کسی هست که خیلی دوستش داریم، بودنش بهمون آرامش میده و نبودنش آرامش رو از ما صلب می کنه، همه چیز هم رو می دونیم یا بهتر بگم همدیگه رو بلد هستیم، ولی خیلی هم از هم انتظار داریم، گاهی که انتظارمون برآورده نمیشه، حس می کنیم دیگه همه چیز تمام شده و دیگه اولویت اول نیستیم و یا اینکه نمی تونیم روی هم حساب کنیم، از خود گذشتگی اساس کار این حلقه است، ولی این رو باید یاد بگیریم که باید طرف مقابل رو درک کنیم، نمی تونه همیشه یه جور باشه و یه جور رفتار کنه، مواظب بهترین های زندگی تون باشید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

یک دیدگاه

  1. بهشته بهامین عالمی

    قلم تان نویسا بادا، خیلی بهره بردم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)