۲۲اسف

زنگ خونه خدا رو بزنید

خدایا سلام، باورت میشه نفهمیدم این هفته چطوری گذشت؟ البته هفته های پیش هم متوجه نمی شدم ولی این هفته دیگه خیلی زود تمام شد، سعی کردم هواسم بیشتر بهت باشه، انصافا خودت هم شاهدی بهتر از هفته های پیش عمل کردم ولی می دونم راضی نیستی، چون هم تو خدایی و هم من بنده تو و بهتر از خودم می دونی که می تونستم بهتر از این باشم ولی نیستم، البته حس می کنم ته دلت یکم راضی هستی، آخه من هم سعی خودم رو بیشتر از قبل کردم.

بگذریم خدا، یه سری ها توی این دنیا آدرس خونه شما رو بلد نیستند، خیلی سر راست هست، بهشون آدرس دادم، حتی گفتم کدوم زنگ رو باید بزنند ولی انگار دوست نداشتند اصلا بشنون من چی میگم، آخه زنگ به اون بزرگی، روش با خط خوانا نوشته شده خدا، باز هم نمی بینند؟ نه خدا من که باورم نمیشه! می دونی کارشون گیرت نیست، تو هم که رحمتگر عام هستی و رحمتت شامل همه میشه، چه بیان در خونت چه نیان، خدایی دیگه برای خودت ولی باز هم موندم چرا بعضی ها این طوری هستند!

خدایا شما تنها کسی هستی که هر وقت میام در خونتون هستید، حتی نیازی نیست زنگ بزنم، نمی دونم چطوری هست، حس می کنم از قبل می دونی من دارم میام، چون همیشه وقتی نزدیک خونه شما میشم، می بینم نشستی جلوی در منتظری تا من بیام، خدایا کلا یه دونه ای، انصافا دومی نداری، تکی کلا، اصلا یک چیز عجیبی هستی، دوست داشتنی به تمام معنی کلمه، آدم دوست داره همیشه بیاد خونه شما، روز و شب نداره، خوب و بد هم نداره، همه رو تحویل می گیری، انصافا عجب خدایی هستی.

خدایا، کاش میشد من هم یکم مثل شما بودم، خیلی ها میان در خونه من، زنگ میزنند، من هستم و میگم نیستم، توی این دنیا در هیچ خونه ای همیشه باز نیست، چه خونه باشند، چه نباشند، این زمانه ای که من توش زندگی می کنم کلا هیچ دری را باز نمی گذارند، تازه اگر زنگ هم بزنی امکان این که در را باز کنند خیلی زیاد نیست، کسی یار کسی نیست این روزها، تنها کسی که همیشه هست خود شما هستی خدا، خیلی خوشحال هستم که شما را دارم.

خدایا، از اینکه وقت و بی وقت اومدم در خونتون معذرت می خوام، باور کن بهت نیاز داشتم و دوستت داشتم و دلتنگت شده بودم، از صمیم قلبم ازت تشکر می کنم، با وجودیکه می دونم شما به تشکر کردن من نیازی نداری، کلا به هیچ چیزی نیازی نداری، در عوض ما همیشه نیازمند کمک های شما هستیم، البته ما هم بی نیاز هستیم ولی وقتی با شما هستیم و شما را کنار خودمون داریم، پس خدایا همیشه کنار من بمون تا بی نیاز باشم از دیگران، به همه آدرس خونتون رو میدم، میگم زنگ خونه خدا رو بزنید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)