۱۷اردیبهشت
سانست بلوار

سانست بلوار

فیلم‌های قدیمی خیلی داستان‌های جالب و سبک روایت جذابی دارند، بیش‌تر اوقات آخر فیلم رو اول می‌بینی و بعد ماجرای فیلم را برات تعریف می‌کنند. ماجرای یک فیلمنامه نویس که رویای معروف شدن داره و آشنایی اون با یک بازیگری که در زمان فیلم‌های صامت از معروفیت ویژه‌ای برخوردار بوده، سبک برخورد و روابط بین این دو آدم خیلی روی من تاثیرگذار بود، بعضی از رفتارهایی که ناخواسته در گذشته از خودم بروز می‌دادم و شاید امروز هم شدیدا در حال مبارزه با اونها هستم در این فیلم به خوبی به نمایش گذاشته بود. گاهی وقتی آدم بخشی از زندگی خودش رو در قالب یک فیلم‌ می‌بینه، خیلی بهتر و درست‌تر می‌تونه درباره‌ی خودش قضاوت کنه و بهتر می‌تونه به آدم کمک کنه تا اگر مشکلی هست رفع کنه، خیلی از فیلم‌ها رو شاید به همین خاطر دوست دارم چون شبیه بخشی‌ از زندگی خودمه.

IMDb

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)