۳۰دی

سی کاری که باید برای رفیقت انجام بدی

آدم رفیق بازی هستم، شاید هر چی هم توی زندگیم خوردم از همین خصلتم باشه، نمیگم همیشه یکی سرم رو کلاه گذاشت و رفت، نه این طوریا هم نبوده، شاید من بیش از حد رفاقت می کردم و بیش از حد انتظار داشتم از رفیقم، یا شایدم همیشه توی ذهنم دنبال یکی می گشتم برای رفاقت که مثل شخصیت های کتاب های داستان کودکی یا روایت هایی که از ائمه (ع) شنیده بودم، باشه، ولی هیچ وقت کسی رو پیدا نمی کردم، تا اینکه یکی یک کتاب بهم داد با عنوان سی حق دوستی، یکم خیالم راحت شد که من راه رو اشتباه نمی رفتم، ولی شاید اینکه انتظارم از طرف مقابل هم این باشه که این سی حق رو بهم بده، اشتباه بوده باشه.

پیامبر اکرم(ص) فرموده است: هر مسلمانی بر عهده برادر مسلمانش سی حق دارد که از آنها رها نمی‌شود، مگر اینکه آن حقوق را ادا کند یا برادرش از او بگذرد. (این حقوق عبارتند از اینکه:)

از لغزش او چشم بپوشد، به اشک چشمش دل بسوزاند، عیبش را بپوشاند، از خطایش درگذرد، عذرش را بپذیرد، اگر کسی غیبت او را کرد از او دفاع کند، همواره خیرخواهش باشد، دوستی و محبت او را حفظ کند، عهد و پیمانش را مراعات کند، در موقع بیماری عیادتش کند، در تشییع جنازه‌اش حاضر شود، دعوتش را بپذیرد، هدیه‌اش را قبول کند، عطایش را جبران نماید، نعمتش را سپاس گزارد، به نیکی یاری‌اش کند، همسرش را حفاظت کند، نیازش را برآورد، برای انجام خواسته‌اش وساطت کند، موقع عطسه کردن دعایش نماید، به سوی گمشده‌اش راهنمایی کند، و به سلامش پاسخ دهد. کلامش را خوب تلقی کند، بخشش او را بخوبی یاد نماید، سوگندهایش را تصدیق کند، دوست او را دوست داشته باشد و با وی دشمنی نکند. اگر ظالم یا مظلوم واقع شد، او را یاری کند، اما یاری کردن در حال ستمگری آن است که او را از ستم بازدارد و یاری دادن در حال مظلومیت آن است که در بازپس گرفتن حقش به او کمک کند، او را تسلیم (گرفتاری‌ها و بدی‌ها)  نکند، و خوارش نگرداند، آنچه از خیر برای خودش می‌خواهد برای او نیز بخواهد و آنچه از بدی‌ها که برای خودش نمی‌پسندد، برای او نیز نپسندد.

سپس علی (ع) فرمود: از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که می‌فرمود: هر یک از شما اگر چیزی از حقوق برادرش را به جا نیاورد، پس روز قیامت از او مطالبه خواهد شد، و به نفع برادرش یا به ضرر او حکم خواهد شد.

حالا شما فکر می کنید، چقدر رفیق بودید، یا رفیق هستید؟ می دونید از رفاقت، فقط بازی با کلماتش رو یاد گرفتیم و در عمل همون هیچ به کجا هستیم، امام صادق (ع) نقل شده است که به یکی از یارانش، به نام معلّی بن خنیس، فرمود: مومن بر مومن هفتاد حق دارد که من تنها هفت حق را برای تو می‌گویم؛ زیرا می‌ترسم که نتوانی همه این حقوق را به جا آوری» (اصول کافی، ج۲، ص۱۷۴،ص۱۴).

شاید من دیگه نباید چیزی بنویسم، حق مطلب ادا که چه عرض کنم، حجت تمام است، رفاقت و برادری به نظر اونقدر با ارزش و مقدس است که این همه حق ایجاد می کنه، شاید به قول امام صادق (ع)، ما توی عمل کردن به هفت تای اون هم عاجز و ناتوان باشیم، بقیه پیش کش، گاهی اینقدر ساده از کنار هم رد می شیم که احساس می کنم، هیچ وقت همدیگه رو نمی شناختیم، قواعد بازی دنیا پیچیده تر از درک ماست، مواظب باشید، رفیق هاتون لا به لای دل مشغولی های این دنیا گم و گور نشن، همین.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۲ دیدگاه ها

  1. سلام و درود ابوالفضل جان،
    این نوشته رو بسیار دوست داشتم و تحسینش می کنم.
    سپاس از این که این مطلب رو نوشتی.

    موفق و سربلند باشی
    آرین

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)