۳۱شهر

شما هم می توانید به مافارون سفر کنید

اولین پست رسمی درباره چالش طراحی سرویس

امروز آخرین روز تابستون با خودم گفتم خیلی خوب میشه که بدونم دقیقا در شش ماه باقی مانده از سال ۹۳ قرار هست چه کارهایی انجام بدم، شش ماه اول بر خلاف تصوراتم گذشت، همه چیز به هم ریخت و از هم پاشید، خیلی سعی کردم شرایط رو تغییر بدم ولی نشد، به جاش خیلی خوب فکر کردم و تصمیمات بزرگی گرفتم، از همه مهم تر اینکه چند وقت پیش شروع به نوشتن هم کردم که نتایج خیلی خوبی برای من داشت، به هر حال قصد کردم دیگه سعی نکنم شاید بهتر باشه وارد جنگ بشم.

چند وقت پیش دوست خوبم آرش میلانی جریانی را در حوزه ی کارآفرینی شروع کرد که جای تحسین داره، اونم ایجاد چالش طراحی سرویس بود، البته شاید آرش این ایده را برای خودش فقط داشت و دوست داشت خودش رو به چالش بکشه ولی خیلی خوشحالم که آرش عزیز مدتی هست شروع به نوشتن زود به زود مطلب کرده و از مزایای اون همین بس که دیگران هم از این کار آرش با خبر شدند و تصمیم گرفتن خودشون رو محک بزنند و برای خودشون چالش ایجاد کنند، خواهش می کنم شما هم بنویسید.

اما مهم ترین دلیلی که من رو تشویق کرد تا در این چالش شرکت کنم، شخصیت خود آرش بود، چرا که زندگی من از ابتدا تا انتهاش مجموعه ای از چالش های بزرگ و کوچیک هست، حتی وقتی زندگیم یکم روند عادی به خودش می گیره، خودم با دست خودم یه بحران درست می کنم تا دو سال درگیر حل اون میشم، آرش رو توی این مدتی که بیشتر شناختم یک آدم فوق العاده با انرژی و امید با دغدغه های بزرگ اجتماعی دیدم، خیلی ها کارهای زیادی می کنن ولی ابتدا و انتهاش دغدغه های شخصی خودشون هست و آدم احساس نزدیکی بهشون نمی کنه، از قدیم هم گفتن: «هر آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند».

کلمه ی چالش رو در واژه یاب جست و جو کنید! معانی خیلی قشنگی داره که آدم ازشون می تونه لذت ببره، از اون جایی که من همیشه اون معنی که بیشتر دوست دارم و به کارم میاد رو لحاظ می کنم، نظر دهخدای عزیز رو بهتون میگم: «رفتاری که از روی ناز و تکبر و عجب کنند»، نظر آقای معین هم «جنگ و جدال» است، نظر من هم چون اختلاف نیافته ترکیبی از نظر این دو دوست گرانقدر است، از اون جایی که در حالت عادی تکبر و عجب خوب نیست، من تصمیم دارم خودم رو وارد چالش کنم به عبارتی وارد جنگ و جدال با سرنوشت و مشکلات و با رفتاری که از روی ناز و تکبر و عجب خواهد بود در برابر مشکلات و سختی ها ایستادگی کنم تا بشود هر آنچه باید بشود.

بریم سراغ اصل ماجرا یعنی ایده ای که قرار هست با اون در چالش شرکت کنم، بیش از ده روز روی این موضوع فکر کردم که با چه ایده ای و با چه سبک و سیاقی در این چالش شرکت کنم تا اینکه امروز بالاخره تصمیم خودم رو گرفتم، همون طور که می دونید مدتی من به دنبال سیاره ای برای خودم می گشتم تا وقتی دلتنگ میشم و حال و حوصله ی هیچ کس و هیچ کاری رو ندارم برای مدتی برم اونجا و با خودم خلوت کنم، کتابی بخونم، آهنگی گوش کنم حالم که بهتر شد بر گردم، تا اینکه بالاخره یه سیاره در همسایگی شازده کوچولو پیدا کردم و اسم اون رو گذاشتم مافارون، البته نظر شازده کوچولو هم فکر کنم همین بود.

نقشه های خیلی بزرگ و پیچیده ای برای مافارون کشیدم، ولی قصد ندارم امروز از اون ها برای شما بگم تا حوصلتون سر بره فقط پیش بینی هام رو از امروز تا شش ماه آینده به شما خواهم گفت تا مسیری که قراره طی کنم کمی مشخص تر بشه، اولا باید راهی پیدا کنم تا شما رو با خودم به سیاره مافارون ببرم، دوما باید پل ارتباطی ایجاد کنم تا وقتی هم که نمی تونید با من به مافارون بیاید ارتباطتون قطع نشه، می دونید که اونجا اینترنت نداریم فعلا باید روش کار کنیم، سوما فکر می کنم بتونم روزی یک نفر رو به مافارون ببرم یعنی ۱۸۰ نفر در شش ماه آینده.

درباره ی بحث مالی هم باید بگم قصد ندارم برنامه درآمدی به چالش اضافه کنم فقط باید هر کسی که میبرم خوشحال برگرده این برای من از هر چیز دیگه ای مهم تره، ما خیلی وقت ها ناراحت و غمگین هستیم و کسی نیست حال ما رو خوب کنه، من و شما در سیاره پیش هم خواهیم بود، شما دیگه تنها نیستید، غم هاتون رو به شادی تبدیل می کنیم، لوازم لازم برای سفر فقط به عهده ی خود شما خواهد بود و من فقط در صورت نیاز راه های تامین اون وسایل رو خواهم گفت. در حال حاضر چشم انداز و ماموریت سیاره مافارون به شرح زیر می باشد.

چشم انداز

سیاره ی مافارون جایی خواهد بود تا انسان هایی که روی زمین به هر دلیلی دچار روزمرگی شدن و دیگه زندگی روی این سیاره خاکی براشون سخت و طاقت فرسا شده  برای مدتی به اونجا بیان و ما کمکشون کنیم وقتی برگشتن روی زمین زندگی شادتری را داشته باشن.

ماموریت

قرار هست انسان ها در سیاره ی مافارون به خودآگاهی برسند و با همدلی با هم زندگی کنند و ارتباط موثر با هم برقرار کنند تا بوسیله روابط بین فردی که ایجاد می کنند برای انجام کارهای بزرگی که قصد دارند انجام بدهند، تصمیم گیری کنند و در طول مسیر به حل مسئله های پیش رو بپردازند و با تفکری خلاق و انتقادی بتونند توانایی حل مسئله رو در خودشون رشد بدهند و در برابر فشارهای پیش رو توانایی مقابله با استرس رو پیدا کنند و با سرعت به سمت پیشرفت و موفقیت و یک زندگی با نشاط قدم بردارند.

پاورقی: اگر فکر می کنید موارد بالا به شما کمک خواهد کرد، می تونید از این به بعد این چالش رو به صورت جدی دنبال کنید، از قوانین چالش آرش من فرصت شش ماهه و هفته ای ۲۰ ساعت رو برداشتم و با توجه به اتفاقات آینده ی زندگیم دوست دارم بیشتر وقتم رو برای خوشحال کردم دیگران صرف کنم و مباحث مالی رو حذف کردم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۱۰ دیدگاه ها

  1. من که نفهمیدم میخوای چیکار کنی ولی مطالبتو دنبال میکنم. چیزایی که گفتی موضوعاتی هستند که زمانی بیش از ۶ ماه میطلبند . ولی تشویقت میکنم و خیلی دوست دارم اخر این راهو ببینم …هرکمکی بود در خدمتم

  2. نمیدونم شاید منم دلم خواست بیام به سیاره ات

  3. خود ایده من رو به چالش کشید … الان ۱۰ دقیقه شده که دارم فکر می کنم در مورد سیارت و چالشت …

    • چقدر جالب، پنج شنبه این قصه جالب تر هم میشه، میتونی در بخش موضوعات، داستان ها رو انتخاب کنی و داستان های همسایه شازده کوچولو رو بخونی، شاید بیشتر متوجه بشی 🙂

  4. دوست دارم بیشتر بدونم

  5. ادامه بده من هم دنبال میکنم تمام این مطالب را .

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)