۲۰مهر
عصبانیت باب تعامل را می‌بندد!

عصبانیت باب تعامل را می‌بندد!

بعضی وقت‌ها توی زندگی پیش میاد که خیلی سریع عصبانی میشم، البته احساس می‌کنم این روزها خیلی کمتر از گذشته عصبانی میشم، ولی وقتی عصبانی میشم انگار مغزم دیگه درست کار نمی‌کنه و بدترین تصمیمات ممکن را در لحظه می‌گیرم، برخوردهای نسنجیده، حرف‌های نسنجیده، انگار وارد رینگ مبارزه شدم و حتما باید اگر یکی می‌خورم دو تا بزنم، جدیدا یکم آروم‌تر شدم وقتی یکی با عصبانیت شروع به فریاد زدن می‌کنه من سعی می‌کنم با وجود تمام ناراحتی‌هایی که دارم آروم بشینم و حتی هیچ حرفی نزنم، حتی یک کلمه، یا حتی محل عصبانیت را برای مدتی ترک کنم، چون اگر قرار باشه من هم عصبی بشم و شروع کنم به فریاد زدن نه تنها مشکلی حل نمیشه بلکه مشکلی هم به مشکلات اضافه میشه، چون اون موقع دو نفر در حال انجام کارهای نسنجیده هستند، مهم نیست چقدر حق با ماست، مهم نیست که ما چقدر درست فکر می‌کنیم، مهم اینه نباید عصبانی شد و حداقل غرور لعنتی رو کنار گذاشت و شروع کرد به گفتگو، یکی از مشکلاتی که هنگام عصبانیت پیش میاد این هست که باب گفتگو کلا بسته میشه و یکی از مهم‌ترین ابزارهای تعامل گفتگو هست، همیشه باید راهی برای حرف زدن بزاریم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)