۲۵مرد

غول ها را باید همین الان بُکُشید

همه ی آدم ها اهداف عالی و متعالی توی ذهن شون دارن، ولی خیلی ها فقط توی ذهنشون دارند، عده ی کمی هم هستن که برای رسیدن به اون اهداف برنامه ریزی می کنند، که صد البته فقط برنامه ریزی می کنند، عده ی قلیلی هم هستن که به جز برنامه ریزی یه مدت هم طبق برنامه پیش میرن ولی به دلیل بروز مشکلات و بهانه های جور واجور از برنامه خارج میشن، فقط عده ی انگشت شماری هستند که تا انتهای برنامه پیش میرن و به موفقیت میرسن، دلیل موفقیت این عده تنها و تنها در یک شروع خوب و تداوم خوب است نه اینکه اینها با ما فرق دارند.

امروز می خوام درباره ی اون عده ای صحبت کنم که برنامه ریزی می کنند و به هر دلیلی از ادامه دادن منصرف میشن ، بروز مشکلات در اجرای برنامه چه دلایلش شخصی باشه چه اجتماعی یک امر کاملا طبیعی است، اینکه فکر کنیم انسان های موفق از شانس خیلی خوبی برخوردار هستند و یا اینکه کسی به جز ما مشکل نداره یا این جور مشکلات رو نداره، فقط و فقط برای احمق ها دلیل خوب و قانع کننده ای هست، شک ندارم خودتون هم از شنیدن این دلایل احساس حماقت می کنید ولی چون چاره ی دیگه ای رو پیدا نمی کنید، تسلیم این دلایل می شید.

بروز مشکل در هر پروژه ای چه عمرانی، چه خدماتی چه شخصی و مرتبط با زندگی فردی یک امر عادی به حساب میاد، فقط باید یاد بگیریم چطوری با مشکل مواجه بشیم، یکی از لذت بخش ترین قسمت های های پروژه تصمیم به اجرای اون هست و یکی از سخت ترین قدم هاش، برداشتن قدم اول، همیشه باید یادتون باشه که شما سخت ترین قدم را برداشتید و الان وقت اون رسیده تداوم بدید تا به موفقیت برسید، مشکلات نباید سوار بر شما بشن، بلکه این شما هستید که باید سوار بر مشکلات بشید، اگر این اجازه را به مشکلات بدید شما را زمین گیر خواهند کرد.

توی پروژه های شخصی وقتی به مشکلی بر می خوریم ابتدا دوست نداریم برنامه را رها کنیم برای همین برای حل مشکل امروز و فردا می کنیم، یا مثلا با خودمون میگیم، از همین شنبه دوباره ادامه میدم، این اشتباه ترین تصمیم هست، امروز هم نه، همین لحظه ای که گذشت، همون زمانی بود که باید با مشکل مبارزه می کردی و ادامه میدادی، امروز و فردا کردن بزرگترین دلیل برای این هست که شما نتونید مشکلتون رو حل کنید و مشکل روز به روز توی ذهنتون به یک غولِ بی شاخ و دُم تبدیل بشه، غولِ مشکلات را همین الان بُکشید، همین الان.

 

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)