۴اسف
لباوسکی بزرگ

لباوسکی بزرگ

نقش اصلی داستان رو لباوسکی کوچک بر عهده داره البته دوست نداره کسی اون رو به این اسم صدا کنه و دوستاش اون رو دود صدا می کنن، یک آدم بیکار، بی مسئولیت و بی قید و بند، داستان فیلم از اونجایی شروع میشه که عده ای طلبکار اون رو با لباوسکی بزرگ اشتباه می گیرن و میریزن تو خونش و بعد از یک کتک کاری یکی شون روی قالیچه دوست داشتنیش ادرار می کنه، دود هم که خیلی ناراحت میشه میره بولینگ و همین طور که داستان رو برای یکی از دوستانش تعریف می کنه میگه «اون قالیچه واقعا به اتاق جلوه می داد، نه؟» بعد میره تا خسارتش رو از لباوسکی بزرگ بگیره و این طوری ماجرای فیلم شروع میشه، …

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)