۱بهم

لحظات سخت نیامده اند که بمانند

وقتی از مسیر عادی زندگی خارج می شید و به سمت تحقق رویاهاتون حرکت می کنید یا حتی به خاطر کسی که دوستش دارید کارهایی می کنید که متحمل نا امیدی ها و سختی های زیادی می شید یا حتی شکست های پی در پی و زیادی می خورید و درد های زیادی رو تحمل می کنید، به امید روزی که همه چیز تغییر کنه، ولی گویا هیچ وقت اون روز نمی خواد برسه! در یک همچین لحظاتی به خودتون شک می کنید، از حرکت خواهید ایستاد و شاید مدام به خدا گله کنید که چرا من؟

تغییر دادن زندگی کار آسونی نیست، ولی غیر ممکن هم نیست، وقتی تصمیم گرفتید پا در مسیری بگذارید که باید از دل تمام کوه های غیر ممکن سر راهتون عبور کنید، نباید با رسیدن سختی های کوچک و بزرگ جا بزنید، باید اعتقاد راسخ داشته باشید که لحظات سخت می آیند، ولی نیامده اند که بمانند، آنها آمده اند تا بگذرند، مهم اینه که لحظات سخت رو تحمل کنیم و به درستی و غلط بودن مسیر و انتخاب هامون فکر کنیم و اینکه شاید لازم باشه روی همه چیز تجدید نظر کنیم.

ما نباید دست از رویاهامون بکشیم، رویاهایی که برای تحقق و رسیدن بهشون، سال ها سختی های بسیاری رو تحمل کردیم و درد ها و خون دل های زیادی خوردیم، مورد تمسخر دیگران قرار گرفتیم و شاید همه منتظر دیدن تسلیم شدن ما هستن، ما برای دیگران زندگی نمی کنیم ولی دیگران جزء جدایی ناپذیر زندگی اجتماعی ما هستند، گاهی انتخاب های غلط و پافشاری روی اونها ما را سال ها از مسیر اصلی زندگی خارج می کنند، شاید همه احساس رضایت و شادمانی کنند اما ما توی مسیر نیستیم.

باید اون قدر قوی باشید که اگر روزی فرا رسید که حجم انبوهی از مشکلات روی سر شما ریخت و همه شما را تنها گذاشتند، بشکنید، حتی اگر نتونستید راه برید، همون جا بایستید ولی باری که دستتون هست رو روی زمین نگذارید و از مسیری که انتخاب کردید خارج نشید، همون جا بمونید و بگذارید دیگران از کنار شما عبور کنند، اینقدر بمونید تا کسی که منتظرش هستید بیاد، ما باید اول به درستی انتخاب راه ایمان پیدا کنیم، بعد هم خودمون رو آماده کنیم تا پای ایمان مون بمونیم.

توی سال هایی که تا امروز از زندگیم گذشتن، فراز و نشیب ها، شکست ها و پیروزی ها، امید ها و نا امیدی های زیادی رو تجربه کردم، که همه به خاطر انتخاب های درست و نادرستم توی زندگی بوده، خیلی چیزها و خیلی اتفاقات هم هنوز جزء مجهولات زندگیم به حساب میان، ولی آنچه گفتم و شما شنیدید، چیزهایی بود که همیشه و کماکان جزء جدایی ناپذیر زندگی من هستند و همیشه بهشون اعتقاد داشته و دارم، امیدوارم همیشه با رویاهاتون زندگی کنید و به اونچه که خواهانش هستید برسید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۱۸ دیدگاه ها

  1. محمد خدادادی

    عالی بود. مرسی 🙂
    “شاید همه منتظر دیدن تسلیم شدن ما هستن، ما برای دیگران زندگی نمی کنیم ولی دیگران جزء جدایی ناپذیر زندگی اجتماعی ما هستند”

  2. چقدر این مطلب به موقع بود آقای فتاحی. واقعا نیاز داشتم توی موقعیت فعلی زندگیم. مرسی 🙂

  3. خوب بود.
    تضادهارو خوب باهم جمع کردی. مثل آدمای که دائم سنگ میندازن ولی نمیشه انکارشون کرد

  4. مرســـــــی خوب بود 🙂

  5. آیدا مویدزاده

    مرسی ابوالفضل… خیلی خوب بود. این پست رو همین الان واسه چند نفر که میدونم دارن سعی میکنن ولی میترسن میفرستم.مرسی!

  6. اوبالیت به بو

    مطلبی که دیشب در فکرم می گذشت و یک راه باریکه هایی رو نشون می داد که این هم یک قسمت از راهه. بلند شو برو. ممنونم که با قلم زیبات نوشتی. تو همین لحظه یک نفر در ناامیدیش با این نوشته برخورد می کنه و راه باریکه رو می بینه 🙂

  7. ممنون از مطلبی که نوشتین، تو این موقعیت به همچین چیزی احتیاج داشتم، چیزی که همه رو مطمنا روزی درگیر کرده و یا خواهد کرد.

  8. سلام.واقعا عالی بود ممنون

  9. حسن واحدی مقدم

    بزن که سوز دل من به ساز میگویی
    آقای فتاحی عزیز ممنون از شما بخاطر نوشته های ارزشمندتون

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)