۵تیر
لیست کارهای قبل از مرگ

لیست کارهای قبل از مرگم

مدتی هست به خاطر شرایط روحی که توش قرار داشتم و دیدن یک فیلم سینمایی زیاد به مرگ فکر می کردم و با خدا حرف می زدم، آخرش تصمیم گرفتم یک لیست از کارهایی که دوست دارم قبل از مرگ ام انجام بدم بنویسم و تا جایی که در توانم هست به فکر اجرایی کردنشون باشم، یاد سخنی از امام علی (ع) افتادم که می فرمودند: «برای مؤمن (در شبانه روز) سه ساعت (زمان) وجود دارد، زمانی که در آن با پروردگار خویش مناجات می کند و زمانی که هزینه زندگی را تامین می کند و زمانی برای وا داشتن نفس به لذت هایی که حلال و مایه زیبایی آن است»، با خودم گفتم لیست کارهام رو طوری بنویسم که شامل هر سه این موارد باشه.

برای نوشتن این لیست سفری داشتم به دوران کودکی و نوجوانیم که چه آرزوهایی داشتم برای وقتی که بزرگ میشم، نوشتن این لیست یه جورایی چند ماه طول کشید برای من، به قول آرش، «یکی از کارهای قبل از مرگت رو بنویس نوشتن همین کارهای قبل از مرگت»، که خدا رو شکر فعلا به صورت موقت تمام شده، دلیل اش هم اینه که لیست کارهای قبل از مرگ من قابلیت به روز رسانی داره و هر وقت دلم خواست میام و کم و زیادش می کنم، کارهای قبل از مرگم را در دوازده تا دسته بندی گذاشتم، یه جورایی ما با این دوازده کلی کار داریم در آینده و کارها هم یه جورایی یا دوازده تاست یا ضریبی از دوازده، در آینده مشخص میشه چرا دوازده و اما لیست کارها:

۱- چقدر جاهای دیدنی هست که منتظر من هستند.

شاید تعریف من از سفر یکم با بقیه متفاوت باشه، من سفر نمی کنم تا فقط خوش بگذرونم، یا چون بیکارم برم سفر، یا برای لذت بردن و کنار عده ای بودن و … سفر کنم، من بیشتر دوست دارم سفر کنم تا کشف کنم، یاد بگیرم، آدم هایی رو پیدا کنم که بتونیم با هم کلی کار هیجان انگیز انجام بدیم، حرف بزنم و گوش کنم و …، برای همین خیلی علاقه ای به گروهی سفر کردن ندارم، من نهایتا سفرهای سه، چهار نفره با آدم هایی که حس می کنم اهداف مشترکی داریم رو دوست دارم و میرم، برای همین گاهی اصلا سفر نمی کنم، در همین راستا سفرم رو به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم می کنم. تصمیم دارم ۲۸۸ شهر در ایران و ۱۴۴ شهر در سایر کشورها رو سفر کنم و جاهای مختلف اش رو تماشا کنم و درباره شون بنویسم، اینکه لیست شهرها و کشورها رو نمی نویسم چون به نظرم اونقدر زیاد هست که هر وقت خواستم برم، جایی برای رفتن وجود داشته باشه و نمی خوام محدودیت برای خودم ایجاد کنم.

گزارش اجمالی »»»چقدر جاهای دیدنی هست که منتظر من هستند. (۰.۲۳ درصد)

گزارش اجمالی »»»چقدر جاهای دیدنی هست که منتظر من هستند. (۰.۲۳ درصد)

۲۸۸ شهر ایران (۰.۳۴ درصد)

۱- مشهد،

۱۴۴ شهر دنیا (۰ درصد)

۲- کارهای هیجان انگیزی باید انجام بدم.

من همیشه عاشق ساختن بودم، اگر الان چیزی تو ذهنم شکل بگیره از چند لحظه بعدش شروع می کنم به فکر کردن، طراحی کردن و ساختن اش، یادم میاد تو دهه بیست تا سی زندگیم حداقل پنجاه پروژه موقتی در حوزه های مختلف انجام دادم که واقعا دوستشون داشتم، البته اتفاقاتی هم ممکنه پیش بیاد تو زندگیم که برای مدتی هیچ کاری انجام ندم ولی در کل ساختن رو دوست دارم، اون هم کنار عزیز ترین دوستانم، برای همین تصمیم دارم ۱۲ تا پروژه هیجان انگیز و ماندگار در حوزه های کتاب، آموزش، مدیریت، روانشناسی، فیلم سازی و انیمیشن، سفر، تجارت الکترونیک، دانش آموزی، مالی و سرمایه گذاری، ورزشی، اسباب بازی و خودرو کنار دوستانم بسازم، می دونم یکم دور از ذهن هست ولی می تونه یک رویای قشنگ باشه برای من، شایدم شد، خدا رو چه دیدید (لبخند).

گزارش اجمالی »»» کارهای هیجان انگیزی باید انجام بدم. (۸.۳۳ درصد)

گزارش اجمالی »»» کارهای هیجان انگیزی باید انجام بدم. (۸.۳۳ درصد)

۱- در حوزه کتاب »»» پروژه پینگونیو 

۳- کلی چیز باید یاد بگیرم.

ما آدم ها از وقتی وارد این دنیا شدیم در حال یاد گرفتن چیزهای مختلفی هستیم برای زندگی کردن، داشتم فکر می کردم اگر بخوام ۱۲ مورد رو نام ببرم که می خوام قبل از مرگم حتما یادشون بگیرم چی هست، به این موارد رسیدم، یادگیری زبان انگلیسی، زبان آلمانی، زبان عربی، عکاسی، کارگردانی، نویسندگی، آشپزی، شنا، پرواز، طراحی سایت، لیسانس گردشگری و MBA، دو مورد آخر کارهایی بوده که در اصل باید در دهه بیست تا سی انجامشون می دادم، به عنوان کسی که کل دهه بیست تا سی رو دانشگاه نرفتم میگم، اشتباه کردم و اگر به گذشته برگردم حتما هر طوری شده در همون دهه، حداقل تا مقطع لیسانس رو خواهم خوند و بدون شک تو زندگیم کاربرد خواهد داشت، خیلی چیزهای دیگه هم هست که بدون شک بهشون نیاز پیدا خواهم کرد و یادشون می گیرم ولی اینها مواردی هستند که دوست دارم چه نیاز پیدا کنم چه نکنم یادشون بگیرم.

۴- پای صحبت کلی دوست (کتاب) باید بشینم.

یکی از فانتزی های زندگیم همیشه کتاب بوده، اولین هدیه دوست داشتنی زندگیم هم کتابی بود به اسم کرم ابریشم که معلم اول ابتدایی ایم بهم هدیه داد، در دوران ابتدایی تو لوازم التحریری و کتاب فروشی کار کردم، دوران راهنمایی تو مدرسه کتابخونه زدم، دبیرستان و دانشگاه هم کتابفروشی و مرکز پخش کتاب زدم، الان هم دست از سر کتاب بر نداشتم، همه این موارد دست به دست هم داد تا من به کتاب علاقه مند بشم، هر چند آدم کتابخونی نیستم و پیش میاد مدت زیادی کتاب نخونم، برای همین یکی از کارهای قبل از مرگم دوست دارم حداقل خوندن ۷۲۰ جلد کتاب باشه تو حوزه های مختلف، در ضمن کتاب هایی که تا به امروز خوندم جزء این تعداد کتاب محاسبه نمی شود.

۵- کلی رقابت سخت در پیش دارم.

هیچ وقت ورزش کردن رو توی زندگیم جدی نگرفتم و هیچ ورزشی رو حرفه ای دنبال نکردم، البته عاشق تکواندو بودم و هستم و تا دان ۲ پیش رفتم و تو چند تا مسابقه شرکت کردم ولی حدودا بیش از ده سال هست که گذاشتمش کنار، دوچرخه سواری هم که واقعا عاشق اش بودم، صبح خورشید در نیومده تنهایی با دوچرخه میزدم بیرون و تا پاسی از شب رکاب می زدم، ولی اونم بیش از ده سال هست کنار گذاشتم، کلا فکر کنم استاد نصفه نیمه رها کردن کارها هستم، برای همین می خوام ۱۲ مورد از کارهای قبل از مرگم رو به ورزش اختصاص بدم، البته نه ورزش حرفه ای، همین طوری برای صرف انرژی های مازاد و هیجانات غیر قابل کنترل خودم، تصمیم دارم، ۱۲ تا قله شناخته شده رو فتح کنم، ۱،۲۰۰ کیلومتر پیاده سفر کنم، ۱۲،۰۰۰ کیلومتر بدوم، ۱۲،۰۰۰ کیلومتر رکاب بزنم، ۱۸،۰۰۰ بار بارفیکس برم، ۶۳،۲۷۶ بار حرکت بشین و پاشو رو بزنم، ۷۲،۰۰۰ تا شنا برم، ۱۲۰،۰۰۰ تا دراز و نشست برم، ۱۲۰،۰۰۰ تا طناب بزنم، تکواندو رو تا دان ۵ ادامه بدم، ۲۴۰ ساعت شنا کنم تو آب و ۲۰ تا ورزشی که تا حالا تجربه اش نکردم رو تجربه کنم.

گزارش اجمالی »»» کلی رقابت سخت در پیش دارم. (۰ درصد)

گزارش اجمالی »»» کلی رقابت سخت در پیش دارم. (۰ درصد)

کوهنوردی (-)، سفر با پای پیاده (-)، دویدن (۱۲۰ کیلومتر)، دوچرخه سواری (-)، بارفیکس (-)، بشین و پاشو (۳۴۲۷ بار)، شنا روی کف دست (-)، دراز و نشست (۴۹۳ بار)، طناب زدن (۱۲۰۰ طناب)، تکواندو (-)، شنا توی آب (۲ ساعت)، ورزش های جدید (-).

۶- کلی حرف برای نوشتن دارم.

از یه جایی به بعد توی زندگیم احساس کردم دوست دارم بنویسم، اوایل روی کاغذ می نوشتم، بعد اومدم توی وبلاگم نوشتم و جدیدا همین طوری یک صفحه روی سیستم باز می کنم و شروع می کنم به نوشتن هر چیزی که به ذهنم میاد در اون لحظه، متاسفانه اصول نوشتاری رو کامل بلد نیستم ولی همیشه یکی از آرزوهام نوشتن کتاب بود، تصمیم دارم در سال های باقیمانده عمرم، انشالله یاد بگیرم که چطوری خوب، درست و فنی بنویسم و در نهایت ۱۲ جلد کتاب پیرامون تجربیات و تخیلات زندگیم بنویسم، احتمالا خیلی زیاد باشه دوازده جلد کتاب ولی هر وقت میگم یکی می نویسم، هیچی نمی نویسم، میگم دوازده جلد شاید همون یکی رو بنویسم.

۷- آرمان شهر رو باید بسازیم.

یکی از رویایی ترین کارهایی که همیشه از دوران نوجوانی تا به امروز در خیالاتم داشتم ساختن شهری بود که بهترین دوستانم را کنار هم جمع کنم و کارهای هیجان انگیزی انجام بدیم و زندگی لذت بخشی رو اونجا تجربه کنیم، حتی در دوران نوجوانی وقتی در جشنواره خوارزمی شرکت کردم سال های اول مشغول طراحی چنین شهری بودم، بعدها که فهمیدم به این زودی چنین چیزی امکان پذیر نیست، تبدیل اش کردم به شهر مجازی ولی الان که بهش فکر می کنم دوست دارم حتما انجامش بدم اگر روزی توانش رو داشته باشم، حالا در حد یک شهر نشد مهم نیست، یک دهکده زیبا که میشه! به قول آرش میلانی، «امیدمون به ساختن آرمان شهری هست که شهرونداش تصمیمات بزرگشون رو با قلب شون می گیرن، کسایی که به وقت ورود به شهر می دونن جای اونا توی شهر خالیه»

۸- چقدر می تونم باعث خوشحالی دیگران بشم.

همیشه تو زندگیم به دو واژه خیلی فکر کردم، یکی موفقیت و دیگری موثر بودن، به این فکر می کردم دوست دارم آدم موفقی باشم یا موثر، چون قبلا درباره این موضوع مطلب نوشتم، الان دیگه درباره اش صحبت نمی کنم، من ترجیح میدم تو زندگیم آدم موثری باشم، شاید روزهای سختی تو زندگیم پیش بیاد که مجبور باشم نون و پنیر بخورم یا حتی اون هم نباشه، ولی نباید آرمانم رو فراموش کنم و دست از تلاش کردن برای خوشحال کردن دیگران بردارم و دچار روزمرگی بشم، احساسی که بعد از دیدن پیام دوستی درباره اینکه یادته فلان کار و برای من کردی، الان خیلی خوشحالم با احساسی که بعد از پیام فلان مبلغ به حسابت واریز شد دارم، قابل مقایسه نیست، برای همین تصمیم دارم حداقل ۱۲،۰۰۰ نفر رو تو زندگیم مستقیم و غیر مستقیم (با کارهایی که می کنم)، خوشحال کنم، این که چطوری این رو محاسبه کنم داستانی خواهد بود برای خودش ولی کار قشنگی هست و دوستش دارم.

۹- داداش آدم های بی نظیری خواهم شد.

یکی از فانتزی های دوران کودکی و نوجوانی من این بود که موسسه خیریه ای داشته باشم و باهاش به بچه ها کمک کنم، عمدتا بچه هایی که تو رویاهای من بودن، بی سرپرست بودن و براشون اسباب بازی می خریدم، کمک شون می کردم مدرسه بروند، خوب درس بخونند، کتاب براشون می خریدم، چیزهای هیجان انگیز بهشون یاد می دادم و به سفر می بردمشون، بعد هم دانشگاه خوب قبول می شدند و برای خودشون کاری دست و پا می کردن، دلم می خواد قبل از مرگم به این رویا جامه عمل بپوشونم، حداقل بتونم قبل از مرگم داداش ۲۴ تا بچه بشم و بهشون کمک کنم تا بتونند مثل بقیه زندگی کنند و رشد کنند و بعدا به وجودشون افتخار کنم.

۱۰- دوازده یار.

پیامبر (ص) می فرمایند: «هر کس که خداوند براى او خیر بخواهد، دوستى شایسته نصیب وى خواهد نمود.»، امیدوارم خدا همیشه برای من خیر بخواد، من از اون دسته آدم ها هستم که اعتقادی به شبکه ارتباطات ندارم و همایش های مختلف جهت توسعه روابط انسانیم شرکت نمی کنم، اگر به من صد تومان بدهند، ترجیح میدم نهایتا چهارتا بیست و پنج تومانی داشته باشم تا صد تا یک تومانی، برای همین می خوام در طول عمرم حداقل با ۱۲ نفر رفاقت کنم که حداقل طول رفاقتمون ۱۲ سال باشه و در شادی و سختی ها کنار هم باشیم، امام علی (ع) می فرمایند: «دوست بهترین سرمایه و پشت گرمی و پاینده ترین مودت هاست.»، «دوستی نزدیک ترین خویشاوندی است.»، «با شرافت ترین جوانمردی، خوب دوستی کردن است.»، خیلی خوب میشه خوب دوستی کردن رو یاد بگیریم.

۱۱- یک خانواده خوشحال و راضی.

یکی از عجیب ترین قسمت های زندگی هر آدمی به نظرم خانواده اش هست، هر چی بیشتر پا به سن میزاره آدم به اهمیتش بیشتر پی می بره، من به شخصه کارهای زیادی کردم که خانواده ام باهاش مشکل داشتند و بعد از سال ها میگم که انصافا خیری در بیشترشون نبود، یکی از اولویت های اصلی زندگیم رو اختصاص دادم به خانواده، پدرم، مادرم، خواهرانم، همسرم، سایر کسانی که به نوعی جزئی از خانواده ام به حساب میان و در آینده انشالله بچه هام، دوازده کار اساسی که باید در حق شون انجام بدم رو لیست کردم و قراره انجامشون بدم، دلیلی که لیستی ازشون منتشر نمی کنم، چون شامل موارد شخصی می شوند ولی در آینده بعضی از اونها رو به عنوان پست بلاگ خواهم نوشت.

۱۲- آخر داستان رو گذاشتم برای خدا.

دوازدهمین کار قبل از مرگم رو گذاشتم برای لحظه مرگم، لحظه ای که قراره دیگه تو این دنیا نباشم، حضرت علی (ع) در پایان عهدنامه خود به مالک اشتر نوشت: «من از خدا به گشایش رحمت و بزرگی قدرتش(بر آنکه هر چه بخواهد عطا می کند) می خواهم که پایان زندگی من و تو را به نیک بختی و شهادت قرار دهد.» (نهج البلاغه، نامه۵۳)، دلم می خواست برای من هم چنین دعایی می کردند و از خدا چنین درخواستی برای من هم داشتند، یکی از آرزوهایی که همیشه داشتم این بوده که خدا داستان زندگی من و تو این دنیا قشنگ تموم کنه، همین جا به خدا قول میدم حداقل ۱۲ کاری که از دستم بر میاد و می دونم باعث خوشحالیش میشه رو انجام بدم، خدا هم دست من و رها نکنه و من رو برای خودش تربیت کنه و آخر داستان من و به زیباترین شکل ممکن تمام کنه، آخر داستان رو میزارم برای خدا.

در آخر واحد سنجش کارها همون عدد هایی هست که براشون ثبت شده و جمع شون  ۴۳۲،۰۰۰=۱۲*۳۶،۰۰۰ فعالیت هست که دوست دارم قبل از مرگ انجامشون بدم و از فردا تمام تلاش خودم رو می کنم که خودم بتونم انجامشون بدم، اگر به هر دلیلی قبل از مرگم نتونستم انجامشون بدم، آرش میلانی رو وصی قرار میدم تا به جای من انجامشون بده (مردن از خنده)، سعی می کنم آخر هر ماه گزارشی به این مطلب اضافه کنم و کارهایی که از این لیست انجام دادم رو بنویسم، از همین لحظه به بعد خیلی کار دارم.

 

کان الله کان الله له

ابوالفضل فتاحی

۵ تیر ۱۳۹۶

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۱۱ دیدگاه ها

  1. انا لله و الیه راجعون

  2. یه پیشنهاد دارم برات برای یک ماه (خدا باوری و خدا ناباوری ) بگذار کنار منظورم به دور از تعصب هست
    برو ۲۰ کتاب مشهوری که بیشترش ترجمه شده اند درباره فرگشت بخوان
    جهان بینی خیلی خوبی بهت می دهد

  3. نوشته های شما خیلی فوق العاده است! خیلی لذت بخشه اقای فتاحی

  4. هیچ گزارشی نگذاشتیدا!
    ما این پشت حواسمون هست شما هم حواستون باشه. : )

  5. اگه قرار بود این همرو بخونم که دانشمند بودم الان :))))

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه