۲۷آبا

معرفی کتاب

عنوان : مارک و پلو

با توجه به اینکه من علاقه ی خیلی شدیدی به سفر دارم، جدیدا علاقه زیادی هم به خوندن سفرنامه پیدا کردم، سفرنامه های خوبی هم تا حالا خوندم که سعی می کنم یکی یکی معرفیشون کنم و یه بازخوانی داشته باشم، قبلا سفرنامه برادران امیدوار رو معرفی کرده بودم، اولین کتاب خیلی قطوری که من خوندم ولی فوق العاده بود، ماجرای سفرهای اولین جهانگردان ایرانی، به دور دنیا، اونم نزدیک به یک قرن پیش که همه چیز با امروز خیلی فرق داشت، این بار به اسرار یکی از دوستانم که دوست داشت این سفرنامه رو بخونه، قبل از اینکه کتاب رو بهش بدم، با خودم گفتم بزار یک بار دیگه کتاب رو بخونم.

ظهر یک روز تابستان، فرشید با یک پیشنهاد آمد: «یک سفر تفریحی به ترکیه» غیر ممکن بود، من یک خبرنگار تازه کار با درآمدی اندک بودم که تازه باید هزینه های تحصیلم در دانشگاه را هم تامین می کردم. در تفکر ما ایرانیان سفر به خارج همیشه کاری غیر ضروری و از سر سیری بوده است. با نگاه برآمده از چنین تفکری پاسخ اولیه من منفی بود. اما فرشید اصرار کرد و نتیجه چیز دیگری شد. آن سفر انجام شد و در پی آن سفرهای دیگر. سفرهای دیگری تا امروز که این کتاب دست شماست. «مارک و پلو» مجموعه ایست از سفرنامه های من به فرانسه، ایتالیا، ارمنستان، هند، کره جنوبی، اسپانیا، ایالات متحده و …

در این کتاب منصور ضابطیان با یک ادبیات جالب به تعریف از ماجراهایی می پردازه که در جریان سفرهای مختلفش به کشورهای دیگه براش اتفاق افتاده، و شما با خوندن این کتاب انگار همسفر اون شدید و با هم در خیابان های واشنگتن قدم می زنید و از دیدن شکوفه های گیلاس لذت می برید و یا به کره جنوبی سفر می کنید و برای اولین براتون نوشیدنی میارن که توش یه هشت پای زنده هست و یا به ارمنستان سفر می کنید و سادگی و بی آلایشی مردم اون دیار شما را مجذوب می کنه و کلی داستان و ماجراهای دیگه که می تونید با خوندن کتاب لذت ببرید و عاشق سفر بشید.

  • نام پدیدآوران : منصور ضابطیان
  • متولد : تهران – هفت آذر ۱۳۴۹
  • مشخصات نشر :  تهران ، انتشارات مثلث، ۱۳۸۸
  • موضوع : سفرنامه های ایرانی
این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)