۲۲تیر
مدیر شگفت انگیز نیسان

مدیر شگفت انگیز نیسان کارلوس گوسن

این کتاب رو اصلا یادم نمیاد کی و از کجا خریدمش، چند روز پیش که داشتم کمد اتاقم رو تمیز می کردم چشمم بهش افتاد و تصمیم گرفتم بخونمش، محتوای بخش های اول کتاب به شخصیت و زندگی کارلوس گوسن پرداخته و این که چطوری وارد حوزه مدیریت شده و طرز کارش رو در یک شرکت برزیلی نوشته و سایر فصل های کتاب درباره طرح ها و برنامه ها و مدل های مدیریت گوسن در دو شرکت خودروسازی بزرگ رنو و نیسان در سمت مدیر عامل هست، داستان اینکه چطوری تونسته دو شرکت در آستانه ورشکستی رو به یکی از پر سود ترین شرکت های خودرو سازی دنیا تبدیل کنه، در کل کتاب خوبی بود، فقط یکم ادبیات خاصی داشت.

به اعتقاد گوسن گوش دادن مهم ترین عامل رسیدن به آگاهی است. او می گفت اگر افراد به دقت به چیزهایی که در هر جا و هر زمان می شنوند گوش دهند، به راحتی می توانند پاسخ تمام سوالات مبهم در ذهن خود را بیابند. برای گوسن هرگز فرقی نمی کرد که کجا ایستاده و قرار است به حرف های چه کسانی گوش دهد.

اگر نمی توانی به چیزی گوش کنی، هرگز نمی توانی به کسی دستور بدهی.

مراقب باش که هنگام طراحی برنامه ها دورت شلوغ می شود و همه اظهار نظر می کنند، اما هنگام اجرا و تحقق برنامه ها کسی کنارت نیست و تنها می مانی، پس برنامه هایت را طوری طراحی کن که اگر تنهایت گذاشتند، بتوانی خودت آن را به پیش ببری و پشیمان نشوی که هیچ راه برگشتی وجود نخواهد داشت.

امیدوارم از خوندن این کتاب لذت ببرید، اوایل اش خیلی خوشحال نبودم که این کتاب رو می خونم ولی بعدش چیزهای زیاد و هیجان انگیزی ازش یاد گرفتم، میشه گفت از بعضی از قسمت هاش برای کارهای خودم استفاده کردم برای همین باعث خوشحالی من شد، اینکه روی فرهنگ تاکید ویژه ای داشت هم برای من قابل تقدیر بود.

قفسه کتاب های من

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه