۲۳اسف

من آماده ام بزن بریم

خیلی وقت بود توی زندگیم سمت کارهای پر دردسر نرفته بودم و کارهایی که به قول یکی از بچه ها از جیب چیزی نزاریم، بدون شک چیزی توش نیست و فقط یک سری دیوونه اقدام به انجام چنین کارهایی می کنند، کاری که فقط نقطه ی شروع اش مشخص هست و نقطه ای که بهش خیره شدیم و قراره به اون سمت حرکت کنیم، نمی دونیم واقعا چه چیزهایی در انتظارمون هست و تصمیم هم نداریم قدم به قدم اون رو بنویسیم و برنامه ی فردا رو از الان بدونیم، چون طبق قراری که با خودم گذاشتم تصمیم دارم در لحظه تصمیم بگیرم و هیجان تصمیم گیری را هر روز و هر روز داشته باشم، البته بدون شک می دونیم قراره کجا بریم ولی مسیر را روزانه مشخص می کنیم.

به این فکر نمی کنم قراره سال ۹۵ کارهای بزرگی انجام بدم، فقط به این موضوع فکر می کنم که باید سال ۹۵ سرشار از دیوونه بازی های بی نظیری باشه که وقتی آخر سال شد، از دیدن مسیری که رفتم لذت ببرم و به خودم بگم باریک الله ابوالفضل، باهات حال کردم، همین، چون اعتقاد دارم کارهای بزرگ در لا به لای دیوونه بازی های کوچک و بزرگ ما اتفاق می افتند، ما به سمت هر چیزی حرکت کنیم از ما دور می شود به جز دیوونه بازی، چون دیوونه ها اصولا در مسیر محاسبه نمی کنند و فقط به انجام اون کار به بهترین شیوه فکر می کنند برای همین امکانش خیلی کم هست وسط کار جا به زنند، مگر واقعا دیوونه نباشند.

یک دیوونه وقتی تصمیمی می گیره، حتما انجامش میده حتی اگر ضرر کنه :] یادمه وقتی تصمیم گرفتم این حرکت رو انجام بدم خیلی استرس داشتم، اینقدر که تصمیم گرفتم نگم، ولی وقتی گفتم راستش دیگه به هیچ چیز فکر نمی کردم به جز اینکه اون کار رو به بهترین شکل ممکن و با بهترین آدم های ممکن انجامش بدم، دوست ندارم چیزی در این کار شبیه به بقیه باشه، باید همه چیزش متفاوت باشه، یکی به ما گفت چرا این کار و انجام می دید؟ راستش جوابی نداشتیم، می خواستیم بگیم چون دیوونه ایم، بعد فکر کردیم شاید همه با دنیای دیوونه ها آشنا نباشند، حرفی نزدیم، گفتیم یک حرفی زدیم راستش موندیم توش :]

این حرف ها رو زدم تا بگم داریم یک کارهایی می کنیم و به زودی خبرهاش رو به گوش شما هم می رسونیم، در همین حد بدونید که داریم یک تیم بی نظیر از دیوونه هایی که تازه قدم در این مسیر گذاشتند می سازیم و قراره کلی دیوونه بازی هیجان انگیز با هم داشته باشیم ظرف مدت شش ماه، تیم اجرایی کوچک ولی چابکی داریم که باعث میشه راحت و سریع تصمیم بگیریم و حرکت کنیم، واقعا نمی دونم چه چیزهایی منتظر ماست ولی می دونم اولین قدم را برای یک سفر ماجراجویانه برداشتیم، امیدوارم بعد از گذشت شش ماه شاهد اتفاقات بی نظیری باشیم، این مطلب رو صرفا برای ثبت در تاریخ زندگیم نوشتم :]

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)