۲۲آبا

مهم ترین نکته ها را در مدرسه نمی توان یاد گرفت

امروز چقدر مفید بودم و چه چیزهایی یادگرفتم؟ روز سوم

person80سرلوحه روز

انسانها معمولا ما را تشویق می کنند که به بهای از دست دادن کنجکاوی، احتیاط را بر گزینیم و به قیمت از دست دادن ماجراجویی ، به امنیت متوسل شویم، از مجهولات بپرهیزیم و پا به وادی ناشناخته ها نگذاریم. ولی به این حقیقت توجه کنیم که زندگی که در آن لذت کشف کردن نباشد، حتما طعمی امتحان شده دارد و تکراریست…بروید و عالمهای ناشناخته را در وادی علم، هنر و موسیقی کشف کنید و لذت ببرید .

دکتر الهی قمشه ای

business9 کارگاه آنلاین هوش مالی

یک شنبه هفته ی گذشته در کارگاه هوش مالی که در دانشگاه شریف برگزار شده بود شرکت کردم، دوره ی جالبی بود و خیلی چیزها یاد گرفتم برای همین تصمیم گرفتم هر چیزی که در اون دوره یاد گرفتم رو در قالب یک مطلب کاربردی به دیگران هم یاد بدم، از سه روز پیش شروع کردم به پیاده سازی یادداشت هایی که در کلاس برداشته بودم و تحقیق و جست و جو درباره ی برخی از موضوعات مطرح شده در کلاس، تا اینکه دیروز این جست و جو ها و تایپ ها تمام شد و امروز بعد از ویرایش نهایی مطلب را با موضوع: «چقدر با هوش مالی آشنایی دارید؟» منتشر کردم، به نظر خودم اگر کسی قدم به قدم با مطلب پیش بره نکات جالبی به دست میاره و در انتها هم کتاب های خوبی معرفی شده است.

side5 خوندن کتاب

امروز دو ساعت کتاب خوندم و کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم رو به نیمه رسوندم، چیزی که باعث شد من امروز یک ساعت بیشتر از دیروز کتاب بخونم جذابیت زیاد کتاب بود، خیلی چیزها یاد گرفتم، مثلا فهمیدم «مهم ترین نکته ای که در مدرسه یاد می گیریم آن است که مهم ترین نکته ها را در مدرسه نمی توان یاد گرفت»، یا اینکه «تا کسی اعتقادی قلبی به کاری نداشته باشد نه قدرت اراده به کمکش خواهد آمد نه نگران عواقب ترک کار خواهد بود»، یا اینکه خیلی ها دوست دارند کاری را انجام ندهند ولی به چند دلیل انجام میدهند، مثلا از دونده ی مشهوری پرسیدند: «تا به حال شده دونده ای در سطح شما روزی نخواهد بدود؟ جواب داد، مسلما هر روز» جواب فوق العاده ای بود، و یه چیزی فهمیدم که نمی دونستم این که ماراتن اسم شهری در یونان است و فاصله اش از آتن ۲۶.۲ مایل است و کلی نکته جالب دیگه.

man81 دویدن روزانه

امروز دلم حال و هوای دویدن به سرش زده بود، قبلا یه تجربه ی دو سه روز پیاده روی داشتم ولی دویدن رو یادم نمیاد، سعی کردم سر خودم رو گرم کنم تا گیر نده بریم بدویم که آخرش ساعت ۹:۳۰ دقیقه امشب زور شد و مجبورم کرد بریم بدویم، از یه طرف تنها بودم و حوصله نداشتم از یه طرف دلم بود نمی شد به حرفش گوش نکرد، به هر حال خیلی مسیر طولانی رو انتخاب نکردم چون حدس میزدم فردا هم گیر بده، مسافت ۱.۸۵ کیلومتر رو در ۱۳ دقیقه و ۱۸ ثانیه دویدم، البته چند باری مجبور شدم قدم بزنم وگرنه نفسم دیگه بالا نمی اومد، احساس پیری شدیدی بهم دست داد، دیگه مثل قبل نبودم، البته مشکلات هم مزید بر علت شدند، به هر حال وقتی برگشتم خونه ضربان قلبم حدود ۱۲۰ بار در دقیقه میزد، تجربه بدی نبود، برای من که خیلی وقته بی تحرک شدم خوب بود.

teacher1 درس های امروز

#درس اول: میان اطمینان نا به جا و غرور به جا فاصله ای هست به نازکی برگ گل.

#درس دوم: زندگی اساسا ناعادلانه است اما حتی در ان صورت نیز امکان یافتن شکلی از عدالت در آن وجود دارد.

#درس سوم: دیوونه کسی است که برای انجام هر کاری بهش بگن، دیوانگی است، هیچ آدمی با عقل سلیم دست به چنین کاری نمی زند.

person128 لینک های روز

لینک ۱:  بنیان گذار شرکت بوتان چه کسی است؟

لینک ۲: دلیل موفقیت ماتسوشیتا، موسس شرکت پاناسونیک

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)