۱اردیبهشت
روز ۲۴

نبرد با خود – روز بیست و چهارم

امسال برای من خیلی چیزها تغییر کرده و مثل گذشته نیست، سبک زندگیم به خاطر کرونا، کارم به خاطر مشکلاتی که پیش اومده بود و از همه مهم‌تر خودم به خاطر چالش‌های درونی که با خودم داشتم، هفته‌ی اول سال را کامل به خودم اختصاص دادم، برای فکر کردن و سفر کردن به اعماق وجودم، هر روز در خودم عمیق‌تر می‌شدم و هر روز از روز قبل غمگین‌تر، ناراحت‌تر و مضطرب‌تر، چون هر روز که در خودم عمیق‌تر می‌شدم، بیش‌تر شاهد خرابی‌ها و ویرانی‌های درونم می‌شدم، راستش اولین باری نبود که به درون خودم سفر می‌کردم و شاهد این حجم از ویرانی بودم، هر از چند گاهی که دلم برای خودم تنگ میشه یک سفر به درونم میرم و برمی‌گردم و شروع می‌کنم به جنگیدن برای به دست گرفتن کنترل اوضاع و بهبود شرایط درونیم، با خودم میگم حداقل اگر نمی‌تونم کمک کنم به ساختنش، جلوی ویرانی‌های بیش‌ترش رو بگیرم، چند روزی خوب می‌جنگم و بعد خسته میشم، نوک شمشیرم رو میزنم روی زمین، بهش تکیه می‌کنم و روی یک پام می‌شینم و نفس‌نفس زنان به اطرافم نگاه می‌کنم، ناامید و خسته، نقش بر زمین میشم و برمی‌گردم به روزمرگی‌ها و غم همیشگی که باید هر روز تحملش کنم.

امسال با خودم عهد بستم متفاوت‌تر از همیشه بجنگم، اگر در بخشی از وجودم شکست خوردم، به جنگیدن در بخش‌های دیگه ادامه بدم و با طراحی یک عملیات فوق‌العاده دوباره برگردم و تلاش کنم برای پیروزی، این سخت‌ترین قسمت زندگیم در سال جدید هست، تا امروز واقعا خوب تلاش کردم، حتی اگر همین بیست و چهار روز را هم حساب کنم، بیش‌تر از هر زمانی مقاومت کردم، ولی واقعا گاهی دردآور میشه، به حدی خسته میشم که دیگه حتی نمی‌تونم روی دوپا بایستم، بعضی روزها دوست دارم توی حال خودم باشم و نجنگم، ولی از صحنه خارج نمیشم، امیدوارم روزهای بیش‌تری دوام بیارم، خودم به خودم به شدت نیاز داره، این روزها کسی رو جز خودم نداره و باید کمکش کنم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)