۵بهمن

نقدی بر «چگونه از توییتر استفاده می‌کنم؟»

اولین پست بلاگم را در اینجا شش سال پیش نوشتم، با عنوان «چگونه از توییتر استفاده می‌کنم؟» برای شروع یک چالش جدید وبلاگ‌نویسی برای خودم به نظرم اومد بد نباشه درباره‌ی اولین پست بلاگم یک مطلب بنویسم، شاید باورش براتون کمی سخت باشه ولی نوشتن اون مطلب برای من شانزده ساعت زمان برد، کلی مجبور شدم درباره‌ی توییتر مطلب بخونم و بلاگ آدم‌هایی که با این عنوان مطلب نوشته بودن رو بخونم و بعد یک چیزهایی بهش اضافه و کم کردم تا اینکه شد چیزی که می‌بینید، حالا دوست دارم درباره‌ی تک‌تک پاراگراف‌های اون مطلب توضیحاتی بنویسم.

چند سال پیش داداشم از توییتر استفاده می کرد منم همش بهش می خندیدم ، آخه آدم تو ۱۴۰ کاراکتر چی می تونه بنویسه !! تا اینکه چند وقت پیش گفت میای بریم کارگاه آموزشی CSS3 , HTML5 و تایپوگرافی در وب ؟ گفتم استادش کیه ؟ گفت : سالارکابلی ، گفتم کجا آشنا شدی با این دوره و استاد ، گفت : توییتر ، جهت آشنایی بیشتر با این دوره و استاد اومدم که دیگه اومده باشم .

درباره‌ی این پاراگراف باید بگم وقتی من نمی‌دونستم توییتر چیه! چطوری بهش می‌خندیدم؟ اصلا از توییتر استفاده می‌کرد چون من اونجا نبودم و نمی‌دونستم که اون اونجاست، بقیه‌ی داستان هم دقیقا اتفاق افتاد، برای همین مجبور شد من رو با توییتر آشنا کنه و اصلا فلسفه‌ی ورودم علاوه بر ثبت نام در دوره‌ی سالار این بود که ازش برای شرکت در دوره هم تخفیف بگیرم که این امر خیلی خوب محقق شد، یاد مجید علوی زاده هم به خیر، همون جا بود که تازه با مجید آشنا شدم، چون دوره‌ی سالار در آکادمی مجید آنلاین برگزار میشد، باید این نکته هم اضافه کنم که دیگه چنین آدمی در زندگیم وجود نداره، بعد از رفتنش خیلی ناراحت شدم و با خودم می‌گفتم عجب سرمایه‌گذاری اشتباهی بود ولی الان به نظرم باید ازش به خاطر اینکه من رو با توییتر آشنا کرد تشکر کنم، البته اینم باید بگم که من کلا هیچ کاری را برای سرمایه‌گذاری انجام نمیدم، صرفا چون طرف مقابلم را دوست داشتم انجام دادم یا اگر کاری را دوست داشته باشم انجامش میدم، کلا این روزها وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، از کمتر کاری هست که پشیمون باشم.

در حال حاضر توییتر به جزئی جدانشدنی از من تبدیل شده ، طوری که اگر پشت سیستم بشینم و هیچ کاری هم انجام ندم ، یا حال و حوصله نداشته باشم ، حتما توییترم بازه و دارم تایم لاین رو نگاه می کنم ، دیشب نا خودآگاه یاد مطلبی افتادم که تو وبلاگ سالار درباره #توییتربازی نوشته بود ، منم گفتم حالا که قراره اینجا یه مسیر جدید رو شروع کنم ، بهتره اولین مطلبی که می نویسم این موضوع باشه .

بیشترین استفاده من از توییتر ، برای یادگیری هست ، لینک های آموزشی ، نمونه کارهای بچه ها ، مشکلات اونا که توسط بقیه حل میشه و اینکه من می تونم مشکلاتم و از بقیه بپرسم و از این جور کارها ، بعدشم که گپ و گفت و تعامل با دوستانم و پیدا کردن دوستان فوق العاده و جدید در همین دنبال کردن ها ، برای همین از هر وسیله ای که دسترسی و استفاده منو از توییتر راحت تر کنه استفاده می کنم .

درباره‌ی این دو بند باید بگم هیچ وقت توییتر به جزئی جدانشدنی از زندگیم تبدیل نشده بود، چون کلا خیلی آدم مجازی نیستم، ولی فکر کنم اون موقع یک اتفاق باکلاس به حساب میومد اگر کسی زیاد از توییتر استفاده می‌کرد، الان اگر زیاد میام توییتر یعنی در اون زمان‌ها هیچ کار خاص دیگه‌ای ندارم یا حال و حوصله‌ ندارم، یا ممکنه تلاش‌هایی که می‌کنم برای خوابیدن بی‌ثمر باشه، کلا اگر زیاد میام توییتر بدونید یک چیزی سر جاش نیست وگرنه وقت نمی‌کنم بیام.

اون قسمت که نوشتم ناخودآگاه یاد مطلبی در وبلاگ سالار افتادم واقعا مسخره است، چرا باید یاد همچین چیزی بیافتم؟ من قبلش تصمیم گرفته بودم چنین مطلبی بنویسم، می‌دونستم سالار هم همچین مطلبی نوشته، برای همین رفتم و خوندم، درباره‌ی بیش‌ترین استفاده‌ام از توییتر که دیگه عالی نوشتم، صادقانه من هیچ وقت از توییتر برای یادگیری استفاده نکردم، اگر هم کردم کاملا اتفاقی بوده، دیدن نمونه کار بچه‌ها که شبیه طنز هست، نمونه کار چی رو نگاه می‌کردم؟ اصلا برای چی نگاه می‌کردم! به چه دردم می‌خورده؟ از اینم بگذریم پیش اومده که گاهی مشکلاتم رو از بقیه بپرسم ولی بیش‌ترین استفاده‌ی من پیدا کردن دوستان جدید و تعامل باهاشون بوده، توییتر باعث می‌شد بتونم آدم‌هایی که دوست دارم را دنبال کنم و شخصیت اونها رو بهتر بشناسم و خیلی راحت باهاشون گپ بزنم، به شدت هم از خوندن اخبار بدم میاد، هیچ خبرگزاری را دنبال نمی‌کنم، حتی علاقه‌ای به اخبار تکنولوژی هم ندارم، البته یک سری از دوستانم در حوزه‌ی تکنولوژی توییت‌هایی می‌کنند و در مواردی که خبر مهمی میشه چون اصولا همه سریع تحلیلگر اون موضوع میشن برای همین منم از اخبار مهم ناخودآگاه باخبر میشم، در کل اصلا برام مهم نیست فلان شرکت چه محصول جدیدی تولید کرده یا دارای چه ویژگی‌هایی هست، بیش‌ترین تمرکز زندگیم روی این هست که خودم چی دوست دارم بسازم، همین.

من صبح که از خواب بلند میشم ، توی راه که دارم میرم دست و صورتم رو بشورم ، دکمه پاور لپ تاپم و میزنم و راه برگشت هم دیگه سیستم اومده بالا و می شینم پشت سیستم تا وقتی که میخوام بخوابم ، صبحانه ، ناهار و شام هم اگه جایی دعوت نباشم پشت سیستم میخورم ، کمتر از یکسال میشه که از سیستم عالم مکینتاش استفاده می کنم و برای استفاده از توییتر در مکینتاش از کلاینت رسمی توییتر برای مک استفاده می کنم .

امکانات خوبی میده ، اولیش سرعت بالا و بدون تاخیر توییت هاست ، دومیش که خیلی به کار من میاد پشتیبانی از چند حساب کاربری هست ، چون میخوام حساب های کاریم رو سریع و راحت بررسی کنم و پاسخ بدم ، اینترکشن ها رو خیلی سریع و خوب نشون میده و جست و جوی خوبی داره ، توییت کردن خیلی ساده و سریع انجام میشه ، من بیشتر از اینا استفاده می کنم .

این قسمت که دیگه عالیه، انصافا من هیچ وقت بعد از بلند شدن از خواب پشت لپ‌تاپم نمی‌شینم، اولین کاری که می‌کنم قبل از بلند شدن از رختخواب باز کردن گوشی و اپ توییتر هست، که به نظرم خیلی کار اشتباهی هست، کلا زیاد در طول روز از لپ‌تاپ استفاده نمی‌کنم این روزها ولی قبلا بیش‌تر استفاده می‌کردم ولی باز نه در این حد که صبحانه، ناهار و شام رو پشت سیستم بخورم، خیلی ریز بعدش دارم میگم بچه‌ها من مک‌بوک دارم، البته هنوز هم همون رو دارم، یک مک بوک ایر مدل ۲۰۱۳، کارم رو راه می‌ندازه، البته الان بعضی از دکمه‌های کیبوردش خراب شده، یک بار رفتم عوضش کنم که نمی‌دونم چی شد تصمیم گرفتم با پولش کتابفروشی بزنم، البته زدم ولی با چندین برابر پول یک لپ‌تاپ، در کل از این مدل تصمیمات و کارها زیاد انجام میدم توی زندگیم، قبلا تعجب می‌کردم ولی دیگه برای خودم عادی شده، از اینم بگذریم انصافا اپ رسمی توییتر برای مک رو خیلی دوست داشتم ولی دیگه خیلی وقت هست که ازش استفاده نمی‌کنم.

درباره‌ی پاراگراف دوم باید بگم اتفاقا به نظرم با تاخیر توییت‌ها میومد ولی چون جایی خونده بودم سرعتش بالاست و بدون تاخیر توییت‌ها را نمایش میده، گفتم منم همون رو می‌نویسم، اون موقع چند حساب کاربری داشتم ولی انصافا برام مهم نبود سریع بتونم واردشون بشم و به منشن‌ها جواب بدم، اصلا کی منشن می‌داد اون موقع که بخوام بهش جواب بدم، همین الان هم حوصلم نمیاد به تمام منشن‌ها جواب بدم و این کار را واقعا انجام نمیدم، هر منشنی که دوست داشته باشم رو فقط جواب میدم، نمی‌دونم کار درستی هست یا غلط ولی خودم باهاش اوکی هستم، درباره‌ی بقیه مطلب هم به نظرم دقیق نوشتم و نظر خودم هست.

من خیلی میرم مسافرت ، به عبارتی کل زندگیم رو تو جاده به سر می برم ، برای همین از اینترنت های قابل حملی که همه جا آنتن بده استفاده می کنم برای همین خیلی از توییتر روی گوشیم استفاده نمی کنم ، ولی بعضی وقت ها هست مثل زمان هایی که هم خوابم هم نیستم ، توی رخت خواب میخوام توییت  کنم از توییتر روی گوشی با استفاده از اپلیکیشن رسمی توییتر برای ios استفاده می کنم .

درباره‌ی سفر که یادش بخیر، اکثر دوران بیست تا سی سالگیم را در جاده‌های کشور سپری کردم، میشه گفت کل ایران رو چندین بار چرخیدم، یک بار از بابام پرسیده بودن ابوالفضل کجاست؟ بابام هم گفته بود نمی‌دونم باید زنگ بزنم ببینم کجای ایران هست الان، اون موقع یادم میاد چند تا مودم مبین‌نت داشتم که همیشه همه جا همراهم بود، خیلی چیزهای خوبی بودن، این روزها فقط از اپ رسمی توییتر روی گوشی استفاده می‌کنم و از طریق لپ‌تاپم توییتر رو چک نمی‌کنم.

من فقط از SocialBro به عنوان ابزار جانبی استفاده می کنم که روی کروم نصب میشه و با اون حساب های توییترم رو آنالیز می کنم ، اینکه چه کسایی فالو کردن ، آنفالو کردن ، کیا مشهور ترن ، کیا غیر فعالند و یه سری اطلاعات دیگه ، در ضمن این اپلیکیشن رایگان هست .

این سایتی که نوشتم رو یادم نمیاد از روی کدوم مطلب درباره‌ی توییتر برداشتم ولی زیاد ازش استفاده نکردم، الان هم برام جالب نبود حتی یک بار بازش کنم ببینم چی هست، کلا برای من مهم نیست چه کسانی من رو آنفالو می‌کنن یا کیا مشهورتر هستن، برای من فقط مهم هست آیا دوست دارم طرف مقابلم رو دنبال کنم یا نه! اکثر کسانی که فالو کردم هم از نزدیک دیدم و می‌شناسم‌، در کل از هیچ ابزار جانبی استفاده نمی‌کنم.

همون طور که ابتدای صحبت هام گفتم ، اصلی ترین تاثیر توییتر روی زندگی من یادگیری هست ، مطالعه لینک های خوب و آموزنده ای که دوستان توییت می کنند و حل مشکلاتی که با اونا مواجه میشم و دوستان توی حلش کمک می کنند و معرفی ایده ها و پروژه هایی که راه اندازی می کنم جهت بازاریابی و ارتباط با مخاطبین .
یکی دیگه از کاربرد های خوبش اینه که می تونم دوستانم رو دنبال کنم و دوستان جدیدی هم پیدا کنم ، از حال و هواشون با خبر بشم و جای خوبیه برای شناخت بهتر آدم های دور و برمون .

اصلی‌ترین تاثیر توییتر برای من این هست که میرم خودم رو تخلیه می‌کنم، با دوستانم گپ می‌زنم، با آدم‌های جدید آشنا میشم، از حال و هوای دوستانم با خبر میشم، شناخت بهتری نسبت بهشون پیدا می‌کنم، یادم نمیاد خیلی جدی برای بازاریابی و ارتباط با مخاطبین پروژه‌هام از توییتر استفاده کرده باشم، البته در دوره‌های خیلی کوتاهی بوده ولی اخیرا به دنبال استفاده‌ از توییتر برای کسب و کارهام به صورت جدی هستم، البته اگر حوصلم بیاد.

نمی دونم خوب شد یا نه ولی اگر شما هم خواستید در این بازی وبلاگی و توییتری شرکت کنید ، توییت‌هاتون رو با هش‌تگ #توییتربازی بفرستید تا دیگران هم بتونن ازشون استفاده کنند. در مورد نحوه استفاده از توییتر و کاربردهاش در زندگی‌تون می‌تونید مطلب بنویسید و با دیگران به اشتراک بذارید.

قشنگ مشخص هست که خودم هم خوشم نیومده، چون نوشتم نمی‌دونم خوب شد یا نه، خودم هنوز باورم نمیشه برای نوشتنش شانزده ساعت وقت گذاشتم، نوشتن این نقد برای اون مطلب که مجبور بودم یک بار اون رو بخونم، کپی کنم و بنویسم، یک ساعت بیش‌تر وقت نبرد، شاید هم کمتر، مهم‌ترین دلیلش این هست که سعی نکردم شبیه کسی بنویسم، یا برای اینکه نشون بدم خیلی می‌فهمم از کلمات قلمبه، سلمبه و حتی جدیدا خیلی مد شده انگلیسی استفاده کنم، جدیدا خیلی راحت می‌نویسم، به نظر من نوشتن خیلی باعث خودآگاهی میشه، البته نوشتنی که آدم خودش باشه و خودش رو بنویسه، نه مقالات علمی و مطالب آموزشی، حداقل نظر من این طوری هست و نوشتن رو خیلی دوست دارم.

در آخر باید بگم مثل همه‌ی آدم‌های دیگه از توییتر استفاده می‌کنم، کار خاصی نمی‌کنم، وقتی وارد میشم اگر تصمیم گرفته باشم توییت کنم، توییت می‌کنم میام بیرون، اگر حوصلم سر رفته باشه توییت‌ها را از بالا می‌خونم و تا جایی که حوصلم بیاد فقط می‌خونم، کم پیش میاد خیلی برم پایین، بیش‌تر دوست دارم توییت کسانی رو بخونم که در همون لحظه در حال توییت کردن هستن، چند تا لیست دارم که حتما با توجه به زمانی که دارم چک می‌کنم، اصولا آدم‌هایی هستن که خیلی برام مهم هست که از حال‌شون با خبر باشم.

در نهایت اکانت توییترم هم گویا عوض کردم، می‌تونید اگر دوست داشتید من رو در توییتر دنبال کنید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۲ دیدگاه ها

  1. جذابیت مطلبت ساده نویسی و اینکه خودت از خودت بصورت عمومی انتقاد کردی بود.
    واقعا برای هر مسئله تو مقطع های مختلف سنی استفاده از ابزارها چه مجازی چه حقیقی متفاوته.
    کلا خوشم اومد از مطلبت و یکسری تز موارد استفاده امون مشترکه

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)