۳۰شهر

نقطه ای که در این لحظه هستم اینجاست

چند روز پیش با خودم قرار گذاشتم با وجودی که در وضعیت خیلی جالبی از نظر روحی نیستم باز هم در چالش طراحی سرویس شرکت کنم ولی کمی متفاوت، ولی قبل از شروع این چالش که امیدوارم در مطلب بعدی به طور رسمی بگم قراره چه کار کنم، با خودم گفتم خیلی خوب هست یه مطلب بنویسم که به صورت نسبتا دقیق الان کجام؟ تا هم خودم بدونم در چه وضعیتی هستم هم دوستانی که شاید قرار باشه به من در طراحی این سرویس کمک کنن، به نظر من دونستن اینکه در نقطه شروع دقیقا کجا هستیم خیلی مهم هست.

پس به نام شخص خود خدا، اول این که سال ۹۳ برای من سال یادگیری بوده و هست، خیلی خلاصه بگم این چند ماه رو چطور گذروندم، هیچی خیلی ساده، خوردم و خوابیدم و رفتم و آمدم و فکر کردم و یادگرفتم و هر ماه سفر کردم و با رفقا بودم و دوستان جدید صمیمی خوب پیدا کردم، قرار بود یه کاری رو شروع کنیم که فکر می کنم هنوز بچه ها دارن روش کار می کنن و هنوز شروع نشده، نمایندگی رسمی چند تا از ناشرین رو داشتیم که دارن پس می گیرن به قول بچه ها به درک، یه ساختمون توی اراک کرایه کردیم برای این کار که فقط کرایه دادیم.

از نظر مالی با توجه به هزینه های خیلی زیادی که توی این شش ماه انجام دادم بدون اینکه کار خاصی بکنم، تا این لحظه درآمد صفر و مبلغ ۲۵ میلیون تومان بدهی هست، که فکر می کنم تا پایان سال با توجه به هزینه های جاری مشخصی که الان می تونم متصور بشم این بدهی به رقم ۴۰ میلیون تومان خواهد رسید، که رقم بدی هم نیست، عدد قشنگیه، تا حالا تو زندگیم اینقدر شفاف نبودم، یعنی باید ماهی ۷ میلیون درآمد از همین لحظه داشته باشم تا بتونم هم بدهی ها رو بدم هم ۲ میلیون خرج سالار جاده ها کنم یکم حال کنه.

قسمت راحت ماجرا رو اول گفتم، تا بدونم چقدر وقت باید بزارم تا این بدهی ها و هزینه های جاری رو تامین کنم، چقدر هم زمان دارم تا بتونم در چالش طراحی سرویس شرکت کنم، فکر می کنم دو روز در هفته و روزی ۱۰ ساعت برای این ماجرا کفایت کنه، یعنی به عبارتی، ۵۲۰ ساعت کار روی پروژه ظرف مدت شش ماه، بقیه زمان هم یا استراحت می کنم یا میرم که این بدهی ها رو تامین کنم، بستگی به سایر شرایط داره که هنوز به قسمت های سختش نرسیدیم.

برای طی کردن مسیر دو تا بحران خیلی بزرگ سر راهم دارم، مشکلات جسمی و روحی، با توجه به شرایط فعلی فکر نمی کنم حتی یک قدم هم بتونم بردارم، ولی دوست دارم توی این چالش شرکت کنم، حتی اگر هیچ کاری نتونم از پیش ببرم، به هر حال تمام سعی خودم رو می کنم تا بشه حالا اگر نشد من هیچ چیزی رو از دست نخواهم داد، در طول مسیر برای حل مشکلاتم تمام پیش فرض های ذهنی فعلی رو پاک خواهم کرد، باید با خیلی چیزها کنار بیام، البته کار اصلا ساده ای نیست و شاید از پس این معضل بر نیام ولی میرم توی دل کار.

از نظر اخلاقی هم من خیلی راحت و ساده و به سادگی نوشیدن یک فنجان چای از روی آدم ها نمی تونم رد بشم، نمیگم خیلی آدم متعهدی هستم ولی تا جای ممکن به تعهداتم به آدم ها پابند هستم، به خصوص اگر اون تعهد رو از صمیم قلب داده باشم، دوست دارم همچنان این طوری باشم حتی اگر دیگران نسبت به من این طوری نباشن، چون من نسبت به دیگران وظیفه ای دارم که باید درست انجامش بدم، این که دیگران نسبت به همون وظیفه چه واکنشی نشون میدن به من ربطی نداره، من فقط شاهد اون واکنش خواهم بود یا خوشحال میشم یا ناراحت.

فکر می کنم هر چیزی که لازم بود بدونید و مهم بود به صورت کلی گفتم، در آخر از خودم به خاطر قصد شرکت در چالش طراحی سرویس تشکر ویژه دارم و برای خودم آرزوی موفقیت می کنم، امیدوارم کسانی هم که من رو در این مسیر به هر نحو ممکن یاری می کنند، هم چیزهای خیلی مفیدی یاد بگیرند، هم از طی کردن این مسیر نهایت لذت رو ببرند هم به موفقیت های سرشاری از هر نظری که فکرش رو می کنند برسند، میریم برای شروع، منتظر مطلب بعدی باشید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۴ دیدگاه ها

  1. موفق باشین
    بقول استاد شعبانعلی هر مشکل و دغدغه ای میوه ای داره که باید به موقع اون رو بچینین
    منتظر پستهایی هستم که از موفقیتهاتون نوشتین
    راه دیوانگی(بقول خودتون) متفاوته،سخته ولی نتیجش شگفت انگیز و زیباس

    • به نظر من مشکل مثل علف هرز می مونه باید سریع چیدش تا به میوه ها آسیب نرسونه :)) ولی منم اصل متفاوت بودن رو سعی می کنم رعایت کنم و خیلی متفاوت مشکلات رو دور بزنم، منم براتون آرزوی موفقیت می کنم و متشکرم از لطفتون.

  2. ۲۵ میلیون؟! Really؟ 😐
    من حدود ۵ میلیون بدهی دارم که از این بین ۳ میلیونش به خانوادست، دارم دق می کنم. بعد شما ۲۵ میلیون …! بعد خیلی راحت میگی ۴۰ میلیون تا آخر سال؟! -_-
    من درک نمی کنم حقیقتش …!

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)