۱۰مهر
نوشیدنی مجانی را قبول نکن

نوشیدنی مجانی را قبول نکن

من و همسرم یک سال پیش درگیر رابطه‌ی دوستی عجیبی شده بودیم با یکی از دوستانمون، راستش همه چیز از یک دعوت برای شام شروع شد، یعنی ما رفتیم خونه‌ی دوستمون، دو روز بعد پیام دادند که حالمون خوب نیست بریم بیرون، ما هم به خاطر اونا رفتیم بیرون، چند وقت بعدش ما دعوتشون کردیم تا جبران کرده باشیم و بعد به فاصله‌ی یک روز اونها دوباره دعوت کردند و این چرخه چند ماه تکرار شد تا اینکه بالاخره خسته شدیم و کلا رابطه را از ریشه قطع کردیم، جدیدا وقتی کسی من را به یک قهوه هم دعوت می‌کنه کلی فکر می‌کنم که بعدش قراره چه اتفاقی بیافته، البته مهارت‌های جالبی برای مهار این مشکل پیدا کردم چون من زیاد با دوستانم و حتی با آدم‌هایی که نمی‌شناسم بیرون قهوه می‌خورم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)