۲۷آبا
هر کسی در اوج، زیبا به نظر می‌رسد

هر کسی در اوج، زیبا به نظر می‌رسد

فکر می‌کنم این جمله را تک‌تک‌ سلول‌های وجودم درک کرده باشند، از اونجایی که هیچ وقت یک زندگی معمولی نداشتم و همیشه بالا و پایین داشتم، خیلی خوب درکش کردم، وقتی اوضاع کارم خوب بود، پول داشتم، کارهای جالبی می‌کردم، همه دوست داشتن با من کار کنند، دوست باشند و …، به محض اینکه دچار ناراحتی و غم می‌شدم و اوضاع کاری و مالیم بد می‌شد، احساس می‌کردم تنها شدم، حتی آخرین بار که با مشکل مواجه شدم، دوستی که همیشه می‌گفت من تا آخرش هستم هم بهانه‌ای پیدا کرد و رفت، چرا میگم بهانه! چون طی سال‌های قبل هم من همون آدم بودم فقط بهش نیاز داشت و احساس می‌کرد به دردش می‌خورم، چون همون بهانه‌ای که جور کرد و رفت، بعدش به شکل بدتری گرفتار شد، مهم نیست، مهم اینه وقتی در اوج هستی، همه دوستت دارند.

خیلی وقت‌ها مدیران شرکت‌ها با خوندن رزومه‌ی افراد اونها را استخدام می‌کنند و بعد از مدتی از کرده‌ی خودشون پشیمون می‌شوند، چرا؟ چون صرفا داخل رزومه اسم شرکت‌های معروفی قرار داشت، هیچ جایی از رزومه نمی‌نویسند چقدر اثرگذار بوده، چه کارهایی کرده که باعث رشد شرکت شده! برای همین من هیچ وقت رزومه‌ی هیچ کسی رو نمی‌خونم، چون می‌دونم باعث میشه با قضاوت اولیه باهاش مصاحبه کنم، حتی خودم هم برای خودم تا حالا رزومه ننوشتم، تازه اگر هم بنویسم، چون برای کسی کار نکردم به درد نمی‌خوره، بیشتر شبیه داستان زندگیم هست، خیلی وقت‌ها مدیران بر اساس قیافه کسی رو استخدام می‌کنند، بعد اگر ازشون بپرسی چرا استخدامش کردی؟ بهت جواب میدن آدم جالبی بود، من چیزهایی در اون می‌بینم که بقیه نمی‌بینند، در کل همیشه عمیق‌تر بررسی کن، وقت خودتون رو صرف تحقیق جدی صرف کنید، اون چیزی که در نهایت به دست میاد ممکنه زیبا نباشه ولی تقریبا همیشه آموزنده است.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)