۷مرد

معرفی کتاب

عنوان : هوندا (داستانی از کامیابی مدیریت ژاپنی در آمریکا)

خیلی پیش میاد با جوان های هم سن و سال خودم یا بعضی از دوستانم که تازه وارد دانشگاه شدند صحبت می کنم درباره این که قصد دارند در آینده توی زندگیشون چه کاری انجام بِدن، اکثرا با یک جمله مواجه میشم که میگن، «ما قراره با فِلانی و فُلانی، شرکت بزنیم برای خودمون کار کنیم» این هم خیلی من رو خوشحال می کنه، هم خیلی نگران، خوشحال می کنه، چون علاقه مندی جوان های کشورم رو می بینم به اینکه می خواهند مستقل باشند و کاری در جامعه انجام داده باشند، نگران میشم، چون می ترسم توی مسیر شکست بخورن و دیگه بلند نَشَن.

هوندا که در دوران مدرسه، شاگردی ضعیف بود، با اکراه در سر کلاس درس حاضر می شد و در عین حال به اداره کسب و کار خویش ادامه می داد. او در کلاس به چیزی که به طور مستقیم به رینگ و پیستون ربطی نداشت توجه چندانی نمی کرد، نه جزوه بر می داشت و نه نگران امتحانات کتبی بود. رئیس مدرسه به او می گفت اگر از دادن امتحان خودداری کند، دیپلم نمی گیرد، هوندا با شنیدن این حرف با حاضر جوابی می گفت که ارزش دیپلم از بهای یک بلیت سینما کمتر است. «با یک بلیت به شما در سالن سینما جایی برای نشستن می دهند، اما با یک دیپلم کاری برایتان فراهم نمی کنند».

یکی از چالش های حال حاضر کشور ما توجه زیاد به مدرک گرایی در بین جوان هاست، سال های زیادی رو صرف یاد گرفتن سینوس و کُسینوس می کنند، بعد از خارج شدن از دانشگاه تازه به این فکر می کنند با این اطلاعاتی که به دست آوردن چه کارهایی میشه کرد، این کتاب داستان ها و نکات فوق العاده ای از شکل گیری شرکت هوندا تا ورودشون به عنوان اولین خودرو ساز ژاپنی در آمریکا و گسترش کسب و کارشون تا همه کشورهای دنیا رو بررسی می کنه و شما در طول خوندن این کتاب با مشکلات و فراز و نشیب هایی که در طول مسیر بهش برخوردن و چگونگی حل اونها هم آشنا می شید.قسمت هایی از کتاب :

قسمت اول

قسمت اول

سوئی چیرو هوندا، پسر آهنگری فقیر در روستای کوچک کومیو* بود. این روستا در ۲۷۰ کیلومتری جنوب غربی توکیو قرار داشت. پدرش در کنار آهنگری، به تعمیر دوچرخه نیز اشتغال داشت. پسر جوان، همراه با صدای کوبنده پتک بر سندان بزرگ می شد و شاید این زمینه ای بود که به تدریج عشقی جاودان به مکانیکی در او به وجود آورد. سوئی چیرو هوندا حتی قبل از ورود به مدرسه در تعمیر دوچرخه به پدرش کمک می کرد .

قسمت دوم

قسمت دوم

هوندا شدیداً به کار تخصصی مدیریت نیازمند بود و این تخصص با آمدن تاکه ئو فوجی ساوا تامین گردید. تاکه ئو فوجی ساوا، که چهار سال از هوندا جوان تر بود، پسر یک پیمانکار کوچک بود، فوجی ساوا چون هوندا، تحصیلات رسمی خود را در سال های پایین زندگی ترک گفت. اون تنها دوره اول دبیرستان را به پایان برد، زیرا کسالت و بیماری پدرش، وی را ناچار ساخت برای تامین زندگی خانواده خویش مدرسه را ترک گوید، او در سال ۱۹۲۹، کاری برای خود پیدا کرد و آن، زدن آدرس روی پاکت و ارسال کارت پستال بود.

قسمت سوم

قسمت سوم

فرض کنید دستیابی به قله کوه فوجی هدف نهایی بود، هم فوجی ساوا و هم من یک هدف داشتیم اما من یک مسیر را در پیش گرفتم و او مسیری دیگر را، زیرا فلسفه و شخصیت او با من تفاوت داشت. اگر ما یک مسیر واحد در پیش می گرفتیم، این امکان وجود داشت که هر دو بر اثر وقوع توفانی غیر منتظره کارمان تمام شود. اما در غیر این صورت ما قادر بودیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم، زیرا دو مسیر متفاوت در پیش گرفته بودیم. فوجی ساوا به من می گفت، «من در چنین و چنان جایی هستم و می بینم که توفانی در راه است، بنابراین مواظب باش» آن وقت من احتیاط می کردم. ما اگر چه در جاهای متفاوت قرار داشتیم و متفاوت عمل می کردیم اما با یکدیگر ارتباط قلبی داشتیم. آری، ما یک هدف داشتیم و آن هم رسیدن به قله آن کوه بود.

قسمت چهارم

قسمت چهارم

افراد بخش فروش و مهندسان هوندا، برای یکدیگر احترام متقابل و بسیاری قائل هستند. شرکت هوندا موتور تنها سه رئیس داشته است و هر کدام از آنها زمینه مهندسی داشته اند. من گمان می کنم این روشی است که تا مدت ها به همین صورت باقی می ماند و برای کارکنان بازاریابی و فروش، روش خوبی است. می دانید، ما اساساً یک شرکت مهندسی هستیم و همه ما از این واقعیت احساس غرور می کنیم. هنگامی که به ژرفای کار بروید، می بینید در این شرکت همه چیز تولید است، بنابراین با اینکه افراد مهندسی در کارما و چگونگی کار فروش ما دخالت نمی کنند، اما به پیشنهاد های ما درباره ویژگی ها و طراحی اتومبیل توجه کامل نشان می دهند و پیش از آنکه چیزی صورت نهایی به خود گیرد، همیشه به بازخوردهای ما گوش فرا می دهند .

قسمت پنجم

قسمت پنجم

در دنیای کسب و کار نیز، تغییر در قواعد به طور پی در پی صورت می گیرد، و این تغییر، اغلب در زمینه هایی به عمل می آید که ما کنترل چندانی و یا هیچ کنترلی بر آن نداریم. مثلا نرخ برابری ین – دلار ادامه دارد و حکومت های گوناگون، پی در پی به تجدید نظر در مقررات تعرفه می پردازند .

این کتاب ، به صورت کاملا اتفاقی به دستم رسید، در حوزه کارآفرینی باور کنید تا حالا یه همچین کتابی ندیده و نخونده بودم، واقعا فوق العاده بود، بعد از خوندن این کتاب بیشتر به فوق العاده بودن ژاپنی ها و سرسختی اون ها در انجام کارها پی خواهید بُرد، این کتاب خیلی راحت گیر نمیاد ولی اگه بتونید پیدا کنید و بخونید به مطالبی دست پیدا می کنید که عمرا جای دیگه ای پیدا کنید.

 

  • hondaنام پدیدآوران : رابرت ال.شوک
  • نام مترجمین : ایرج پاد
  • مشخصات نشر :  تهران ، شرکت سهامی انتشار ، ۱۳۸۲
  • موضوع : هوندا، اتومبیل، صنعت و تجارت، ایالات متحده، ژاپن، موتور سیکلت.
  • وب سایت : www.honda.com

 


Komyo *

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۶ دیدگاه ها

  1. همیشه معرفی کتابت آدم رو مجبور میکنه آدم بره بگیرتش بخونش. ولی این بار فرق کرد. این دفه ازین حسرت خوردم که چرا نصف نمیه کتاب رو بت برگردوندم. 🙁

  2. دفتر نشر اسلامی حدود ۱۵-۱۶ سال پیش این کتاب را چاپ کرده بود و چند بار دیگر هم تجدید چاپ زده بود.
    کتاب فوق‌العاده‌ای است و ذهنیت خوبی از دردسرهای کارآفرین بودن در اختیار خواننده قرار می‌دهد.

  3. سلام…کلا این ژاپنی ها خیلی فوق العاده هستند…از همه لحاظ..من هم رو مدیریت ژاپنی یه نیمچه مطالعه ای داشتم و یه کتاب الکترونیکی رو منشتر کردم
    ممنون میشم بخونی و نظرت رو در موردش بهم بگی…
    لینک کتاب:
    http://khalaghbash.ir/?p=101
    با تشکر

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)