۱۵آبا
وقتی صدای سُم چهارپایان را می‌شنوی، منتظر گورخر نباش

وقتی صدای سُم چهارپایان را می‌شنوی، منتظر گورخر نباش

«وقتی درباره‌ی اهداف زندگی شغلی از آن‌ها سوال می‌کنم، بیشترشان با عبارات کلی جواب می‌دهند. آن‌ها خود را در هیئت رییسه‌ی شرکت‌های جهانی تصور می کنند. سال‌ها پیش من و دیگر همدوره‌هایم نیز همین جواب را می‌دادیم. فکر کردم لازم است یک درس مختصر درباره‌ی نرخ پایه بدهم، (با یک مدرک از این دانشگاه، احتمال این که شما به هیئت مدیره‌ی یک شرکت در بین پانصد شرکت برتر راه پیدا کنید کمتر از ۰.۱ درصد است.)، فارغ از اینکه چقدر باهوش و جاه طلب باشید.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۲ دیدگاه ها

  1. منم دوسته رفته دارم ، ولی خودم نمیدونم هستم یا رفتم

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)