۵ارد
وقتی کسی کنارت نیست!

وقتی کسی کنارت نیست!

طی چند سال گذشته خیلی دور و بر خودم و خلوت کردم، آدم‌های خیلی کمی کنارم هستن، دارم یاد می‌گیرم و تمرین می‌کنم تنهایی هم چیز بدی نیست، وقتی کسی کنارم نیست، جدیدا احساس آرامش می‌کنم، به کارهای بیشتری می‌رسم، بیشتر فکر می‌کنم و تنها قسمت بد تنهایی اونجاست که چون تنهام شروع می‌کنم به مرور خاطراتم، آروم آروم دلتنگ میشم، مهم نیست دلتنگ کسی میشم که قبلا بوده الان نیست، دوست داشتم باشم ولی الان نیست، ناراحتم که چرا اصلا بوده یا ، … به نظرم کی و چیش مهم نیست مهم اینه دلتنگ میشم و اون موقع در اوج تنهایی می‌خوام کسی کنارم باشه ولی نیست، نمیشه حال و احساس آدم‌ها رو در بعضی لحظات توصیف کرد، در مواقع دلتنگی، وقتی کسی کنارت نیست! عجب لحظات تلخ و دردناکی خواهد بود، دلتنگی‌های من مراحل با مزه‌ای داره، اولش دلگیری و غم هست، بعدش میشه انتظار و بعد از انتظار ناامیدی و رهایی، من خیلی سخت به مرحله رهایی می‌رسم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)