۸اردیبهشت
پنجره پشتی

پنجره‌ پشتی

وقتی فیلم تمام شد فهمیدم یکی از فیلم‌های آلفرد هیچکاک رو دیدم، در این فیلم ماجرای یک عکاس که به خاطر شکستگی پاش خونه نشین شده و از پشت پنجره‌ی پشتی به چشم‌چرونی مشغول است رو به نمایش می‌گذاره، البته هیچکاک در کتاب “سینما به روایت هیچکاک” در جواب این پرسش تروفو که آیا نگاه جیمز استوارت صرفا جهت کنجکاوی است یا علت دیگری دارد و همچنین ضمن پاسخ به یک منتقد زن (که فیلم پنجره‌ی عقبی را به سبب چشم‌چران بودن شخصیت اصلی یعنی جیمز استوارت وحشتناک خوانده است) می گوید «ازکجا وحشتناک است؟ مگر ما نیستیم؟ شرط می‌بندم از هر ده نفر نه نفر بعضی موقعیت‌ها را ببینند و به جای کنترل نگاه در آن مواقع به سبب ضعف اراده چشمان خود را معطوف سوژه می‌نمایانند». صادقانه اونقدر برام هیجان‌انگیز و جالب توجه نبود.

IMDb

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)