۳۰بهم
گزارش ماه بهمن

چالش‌های بزرگ بهمن

بهمن ماه عجیبی بود برای من، پر از فشار و استرس روانی، این اواخر دیگه داشتم از پا درمیومدم، این که تعداد مشکلاتی که باید در لحظه حل کنم اونقدر زیاد باشه که نتونم روی هیچ کدوم تمرکز کنم خیلی برام سخت بود، یه خستگی عجیبی همیشه همراهم بود، نمی دونم میشه اسمش رو حس نا‌امیدی گذاشت یا نه، ولی هر چی که هست اصلا احساس خوشایندی نیست، با تمام سختی ها و مشکلاتی که داشتم سعی کردم حتما چهار تا کتاب این ماه رو بخونم، البته هشت تا هم پست بلاگ نوشتم، برنامه ریزی های خیلی خوبی برای انجام کارهای قبل از مرگم کردم، امیدوارم از اول اسفند بتونم برای اجرایی کردن اون برنامه ها کاری هم بکنم، با این حجم کار و فشار یکم دور از دسترس به نظر میرسه، ولی گاهی چاره‌ای نیست، باید رفت، همین که دارم به سمت جلو حرکت می کنم خوشحالم و شک ندارم برای برون رفت از تمام این مشکلات حتما راه حلی می‌سازم، خیلی چیزها این ماه یاد گرفتم که بعدا دربارش حتما خواهم نوشت، در کنار تمام مشکلاتی که بود خوبی‌های زیادی هم برای من داشت، ولی همیشه نیمه خالی لیوان بیشتر نظرمون رو به خودش جلب می کنه.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)