۸اسفند
چرا «آخرین فرصت» باعث می‌شودوحشت‌زده شویم؟

چرا «آخرین فرصت» باعث می‌شودوحشت‌زده شویم؟

«ترس از حسرت ممکن است باعث شود ما بدون منطق تصمیم بگیریم. برای این که از بروز حسی ناخوشایند در ته دلمان جلوگیری کنیم با احتیاط عمل می‌کنیم تا از جمع دور نباشیم. هیچ‌کس از این پدیده در امان نیست. حتا تاجران با اعتماد به نفس بسیار بالا هم در معرضش هستند. ترس از حسرت وقتی آزاردهنده‌تر می‌شود که در کنار (فرصت آخر) قرار بگیرد، فرض کن سال‌ها در آرزوی خرید یک خانه بودی. زمین در حال کمیاب شدن است. تنها تعداد کمی نقشه با منظره‌ی دریاچه باقی مانده است. سه‌تا، بعد دوتا و حالا یکی، این فرصت آخر توست! این فکر به مغزت حمله می‌کند، تسلیم می‌شوی و آخرین خانه را با قیمتی سرسام آور می‌خری. ترس از حسرت فریبت داد و باعث شد فکر کنی یک موقعیت استثنائی نصیبت شده، اما در واقعیت یک خانه با منظره‌ی دریاچه همیشه در بازار وجود خواهد داشت. آخرین فرصت‌ها ما را به تشویش می‌اندازند و ترس از حسرت حتا می‌تواند ذهن سخت‌گیرترین معامله کنندگان را هم نابود کند.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)