۱۸اسفند
چرا اینقدر زیاد مسئولیت می‌پذیری؟

چرا اینقدر زیاد مسئولیت می‌پذیری؟

من خیلی درگیر این موضوع هستم، برنامه‌ریزی می‌کنم، از نظرم خیلی برنامه‌ریزی دقیق و واقع‌گرایانه‌ای هم هست ولی در عمل هیچ چیزی طبق برنامه پیش نمیره، البته امسال در حوزه‌ی کاری یکم موفق‌تر از سال‌های پیش عمل کردم و کلی یاد گرفتم، احساسم اینه برنامه‌های اصلی شرکت برای سال بعد خیلی منطقی‌تر هست چرا که اول برنامه‌ریزی دقیق کردیم و من به هر برنامه‌ ۳۰ درصد زمان اضافه کردم و در نهایت ۲۵ درصد دیگه هم به زمان کل پروژه اضافه کردم، انصافا اگر سال بعد نتونیم برنامه‌های شرکت را محقق کنیم، مشکل جای دیگه‌ای هست، در برنامه‌ریزی شخصی هم مدل‌های جدیدی را پیاده سازی کردم، امیدوارم امسال جواب بگیرم و دربارش یک مطلب بنویسم، ولی همین جا یک نکته را بگم که برنامه‌ریزی دقیق زمانبندی شده مثلا از ساعت فلان تا فلان باید فلان کار را بکنم صددرصد غلط و اشتباه هست و نباید بیشتر از توانمون که طی سال‌های پیش واقعا باید مشخص شده باشه مسئولیت و کار قبول کنیم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)