۱۹مهر
چرا باید دفترچه خاطرات داشت؟

چرا باید دفترچه خاطرات داشت؟

پنج سال پیش که اینجا را درست کردم برای این بود که فقط بنویسم، در تمام این مدت اصلا برای من مهم نبود که مطالب علمی همراه با کلمات قلمبه سلمبه بنویسم و طوری بنویسم که برای فهمیدن مطلب به ماه‌ها تفکر نیاز باشه، من داشتم خودم رو می‌نوشتم، خاطراتم و اینکه امروز چطوری به بعضی مسائل نگاه می‌کنم، یه جورایی میشه گفت اینجا داستان زندگی خودم هست که می نویسم. جالب اینجاست که وقتی خودم برمی‌گردم و مطالب گذشته رو می‌خونم می‌بینم در بعضی مسائل خیلی تغییر کردم و اصلا شبیه به گذشته فکر نمی‌کنم، وقتی بعضی از مطالب را که در تاریخ‌های مشخصی و هر سال می‌نویسم را با هم مقایسه می‌کنم، خنده‌ام می‌گیره، چقدر پیش‌بینی‌های ساده لوحانه‌ای نسبت به آینده و حتی خودم داشتم، خیلی وقت‌ها صددرصد متفاوت با پیش‌بینی‌های من از آب در میاد، شاید یکی از مهم‌ترین دلایلی که این اتفاق می افته این باشه که همیشه وقتی می‌نویسم و پیش‌بینی می‌کنم، خیلی مطمئن هستم که حتما این اتفاق می‌افته ولی جریان زندگی طور دیگه‌ای عمل می‌کنه، مدتی هست دارم فکر می‌کنم چطوری باید با این خطا مقابله کنم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)