۲۹خرد

چرا زمین می خوریم؟

بچه که بودم تا دلتون بخواد می خوردم زمین و زخمی میشدم، حتی یک بار با دوچرخه چنان رفتم توی رودخونه که خونین و مالین برگشتم خونه، از محل حادثه تا خونه ساکت بودم و فقط به صورت درونی ناراحت بودم و صد البته خوشحال که عجب کیفی کردم و با چه سرعتی افتادم توی رودخونه فقط کاش این حادثه هم اتفاق نمی افتاد ولی به محض اینکه می رسیدم خونه، آه و ناله من به هوا می رفت، مادر هم با ناراحتی و دل سوزی میومد بالای سرم و می گفت چیزی نیست، خوب میشی، ناراحت نباش، منم کیفور میشدم.

پدر گرامی هم وقتی صدای من رو می شنید میومد بالای سرم و یک نگاهی به زخم ها می انداخت و می گفت، برای اینا داری اینقدر داد و بی داد می کنی؟ خوبه حالا زخم شمشیر نخوردی، پاشید ولش کنید چیزیش نیست، من هم برای اثبات اینکه خیلی هم چیزیم شده، بیشتر داد و بی داد می کردم، جالب اینجا بود که هر وقت یک همچین دست گل هایی به آب می دادم، پدر هیچ وقت نمی گفت مواظب باش یا هوای خودت رو داشته باش، می گفت اینقدر بخور زمین تا خودت بفهمی باید چه کار کنی.

توی عید بود که یکی از دوستان فیلم بتمن رو گذاشت ببینیم، وقتی بتمن افتاد توی چاه و پدرش اون رو از چاه درآورد، بهش گفت، «چرا ما زمین می خوریم؟ برای اینکه یاد بگیریم چطور بلند شیم»، این جمله برای من خیلی فوق العاده بود. کلی خاطرات جالب از دوران کودکی به یاد دارم که خراب کاری های بزرگی کردم و چیزهای زیادی یاد گرفتم، خوشحالم که هیچ وقت توی زندگیم هیچ محدودیتی برای تجربه کردن نداشتم و هیچ کس به من نگفت که بچه دیگه این کار رو نکن، اگر هم گفته باشن، من اهمیت ندادم.

لازمه ی رسیدن به موفقیت شکست خوردن هست، اون هم نه یک بار و نه دو بار، بلکه صدها و حتی هزاران بار، باید از زمین خوردن نترسید، اگر شما برای همیشه با کمکی دوچرخه سواری می کردید، و چندین و چند بار زمین نمی خوردید، امروز شما دوچرخه سواری بلد نبودید، یکی از ترس هایی که همیشه با ما انسان ها هست، همین ترس از زمین خوردن هست که باید هر طور شده اون رو از خودمون دور کنیم، به خودمون فرصت بدیم تا زمین بخوریم، باور کنید گاهی لذتی که در زمین خوردن هست، در بلند شدن نیست.

ما نباید مانع از این بشیم که زمین نخوریم، ما باید تمام تلاش خودمون رو به کار بگیریم تا یاد بگیریم چطوری بلند بشیم، چرا که برای رسیدن به آنچه در ذهنمون داریم، نیاز داریم بارها و بارها زمین بخوریم و زمانی که روی زمین هستیم نیاز داریم یاد بگیریم چطوری بلند بشیم تا بتونیم باز زمین بخوریم، رسیدن به موفقیت هیچ وقت به اندازه خاطرات این زمین خوردن ها و بلند شدن ها لذت بخش نیست، بارها گفتم برای من مسیر سفر از رسیدن به مقصد لذت بخش تر هست، امیدوارم خدا بهم توانایی بده تا بارها بخورم زمین و بلند بشم و بهترین کارها را انجام بدم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۵ دیدگاه ها

  1. چقدر این دیدگاه به چیزی که من کم کم دارم بهش میرسم نزدیکه!
    ممنون میشم از این مطلب هم دیدن کنید، کمی مرتبط هست.
    http://andalib.blog.ir/1394/04/01/%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%BA%D9%88%D9%84-%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%88-%D8%AF%D9%85

  2. سلام چ را دیگه آپ نمی‌کنید ؟! 😐

  3. بعضی وقتا یه نفر یه آدم موفق رو که میبینه فک میکنه که در حد ۱-۲-۳ به موفقیت رسیده ولی نمیدونه که اون ادم کلی زمین خورده وزحمت کشیده تا به اینجا رسیده

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه