۲۲مهر
چرا مرتب دانش و توانایی‌هایت را دست بالا می‌گیری؟

چرا مرتب دانش و توانایی‌هایت را دست بالا می‌گیری؟

«متخصصان بیش از عامه‌ی مردم در معرض بیش‌اعتمادی هستند. اگر از یک استاد اقتصاد بخواهید قیمت نفت را در پنج سال آینده پیش‌بینی کند، به اندازه‌ی جواب یک نگهبان باغ‌وحش از واقعیت فاصله خواهد داشت. با وجود این، استاد پیش‌بینی خود را با قطعیت ارائه خواهد کرد.◊»

وقتی این قسمت از کتاب رو می‌خوندم عاشقش شدم، به طرز جالبی خودم رو همیشه درگیرش دیدم، به خصوص در حوزه‌ی کاری و پروژه‌ها، همیشه تمام پیش‌بینی‌ها با فاصله‌ی زیادی اشتباه از کار درمیاد، یکی از دلایل جالب‌اش که وقتی داشتم می‌خوندم بهش فکر می‌کردم این بود که من منابع رو مقداری می‌نویسم که دوست دارم و احساس می‌کنم قابل تحمل هست نه واقعی و زمان اجرای کار را هم زمانی می نویسم و پیش‌بینی می‌کنم که باز خودم دوست دارم، مدتی هست روی پروژه‌ی جالب و هیجان انگیزی کار می‌کنم که انصافا هر ماه تمام تاریخ‌هاش تغییر می‌کنه، چند وقتی هست دارم فکر می‌کنم به این که واقعا مشکل کجاست و چطوری میشه حلش کرد، دیدی که الان دارم نسبت به این موضوع خیلی جامع‌تر از فکری هست که دیروز داشتم، امیدوارم در آینده‌ی نزدیک بتونم این مشکل رو حل کنم و پیش‌بینی‌ها نزدیک‌تر به واقعیت باشند.

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)