۲۶اسفند
چرا نباید اخبار را دنبال کنی؟

چرا نباید اخبار را دنبال کنی؟

«زلزله در سوماترا، سانحه‌ی هوایی در روسیه، مردی که سی‌سال دخترش را در زیر زمین زندانی کرد، جدایی هایدی کلام از سیل، حقوق‌های بالا در بانک‌های آمریکا، حمله در پاکستان، استعفای رئیس جمهور مالی، رکورد جدید جهانی در پرتاپ وزنه، آیا واقعا نیازی هست همه‌ی این چیزها را بدانی؟◊»

«ما به طرز اعجاب‌‌آوری بمباران اطلاعاتی می‌شویم، اما به طرز اعجاب‌آوری کم می‌دانیم. چرا؟ چون دو قرن پیش، قالب مسمومی از اطلاعات را تحت عنوان «اخبار» خلق کردیم، اخبار برای ذهن به مثابه قند است برای بدن: اشتهاآور، آسان هضم و در دراز مدت بسیار مخرب، دلایل زیادی برای دوری از اخبار وجود دارد. این جا به سه مورد عمده‌اش اشاره می‌کنیم:◊»

«اول این که مغز ما به انواع اطلاعات واکنش‌های نامتناسبی نشان می‌دهد. اخبار جنجال برانگیز، غافل‌گیرکننده، مردم محور، پر سروصدا و پر جزئیاتی که مدام در حال تغییر است، همگی ما را تحریک می‌کند، در حالی‌که اطلاعات خشک، پیچیده و فراوری نشده برای‌مان آرامش بخش‌اند، تولید‌کنندگان خبر از این موضوع به نفع خودشان بهره‌برداری می‌کنند. داستان‌های هیجان‌انگیز، تصاویر پرزرق و برق و حقایق جنجالی توجه‌مان را جلب می‌کند. در نتیجه این میزان مصرف اخبار، نقشه‌ی ذهنی اشتباهی از ریسک‌ها و تهدید‌هایی است که در عمل همیشه همراه‌مان است.◊»

«دوم، این‌که اخبار نامربوط‌اند. در دوازده ماه گذشته، احتمالا حدود ده‌هزار خبر کوتاه به تو رسیده، شاید روزی سی‌خبر. با خودت صادق باش، یکی از آن‌ها را نام ببر، فقط یکی که بهت کمک کرده تصمیم بهتری بگیری، برای زندگی، یا کار یا شغلت، و مقایسه‌اش کن با شرایطی که این خبر را نمی‌دانستی. اگر اخبار واقعا به پیشرفت مردم کمک می‌کرد، خبرنگاران باید در راس هرم درآمدی قرار می‌گرفتند، در‌حالی‌که آن‌ها چنین وضعیتی ندارند.◊»

«سوم، این‌که خواندن اخبار وقت تلف کردن است. یک آدم معمولی نصف روز در هفته را صرف خواندن مطالب مربوط به روابط عاشقانه می‌کند. از منظر جهانی، این ضرری عظیم به لحاظ بهره‌وری است. حملات تروریستی سال ۲۰۰۸ بمبئی را در نظر بگیر. تروریست‌ها برای عطش مطرح شدن اسم‌شان دویست نفر را کشتند، فرض کنید یک میلیارد‌ نفر یک ساعت از وقتشان را برای دنبال کردن عواقب این حادثه صرف کرده باشند. آن‌ها اخبار را لحظه‌به‌لحظه دنبال می‌کردند و به پرحرفی‌های بی‌معنای چند «کارشناس» و «مفسر» گوش می‌کردند، این حدس کاملا واقع‌گرایانه است، چون هند به تنهایی بیش‌ از یک میلیارد جمعیت دارد. بنابراین حاصل محاسبات محافظه‌کارانه‌مان، یک میلیارد نفر ضرب در یک ساعتی که حواس‌شان پرت بوده مساوی می‌شود با یک میلیارد ساعت توقف کار، با تبدیل ساده‌ی این ارقام، متوجه می‌شویم توجه به این خبر جان دو هزار نفر را گرفته، ده برابر بیشتر از آن حمله: نگاهی طعنه‌آمیز اما کاملا دقیق◊»

من به شخصه فکر می‌کنم بیش از سه، چهار سال هست که هیچ اخباری را دنبال نمی‌کنم، روزنامه نمی‌خونم، در شبکه‌های اجتماعی خبرگزاری‌ها را دنبال نمی‌کنم و دوستانم که زیادی اخبار اعلام می‌کنند هم در بهترین حالت میوت می‌کنم، چون واقعا یا تاثیری در زندگی من ندارند یا اگر دارند از دست من کاری برنمیاد، این به معنی بی‌تفاوت بودن نسبت به مسائل نیست، چون اگر مسئله‌ی خیلی مهم پیش بیاد، همه در موردش حرف می‌زنند و باز متوجه میشم و در این موارد دارم یاد می‌گیرم چطوری روی خودم کنترل داشته باشم و سریع عبور کنم و به زندگی عادی برگردم و مدام دنبال اخبار نگردم که خب حالا چی شد، در آخر میشه گفت «این عادت را کاملا کنار بگذار، به جای آن، مقالات و کتاب‌های مطرح را بخوان، بله، هیچ چیزی رقیب کتاب در شناخت جهان نمی‌شود.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)