۲فروردین
چرا همیشه عقب میافتیم!

چرا همیشه عقب میافتیم!

هر سال چند روز مونده به تولدم شروع می‌کنم به برنامه‌ریزی کردن برای سال جدید، یک برنامه‌ای می‌نویسم که تا چند روز خودم از خوندنش لذت می‌برم، به حدی که چندین بار می‌خونمش، روز موعود که فرا میرسه و من باید شروع کنم به انجام برنامه‌ریزی‌هایی که کرده بودم، شما بگو سر سوزن حس انجام کاری باشه! امسال هم همین طوری شد، امروز یعنی سی فروردین ۱۳۹۸ تازه دارم پست بلاگ دوم فروردین رو می‌نویسم، البته سال هم داشتم که فروردین رو عالی انجام دادم و بعدش دیگه حوصله‌ی انجام دادن بقیه‌ی برنامه‌ها را نداشتم، امیدوارم امسال که برعکس شده اتفاق هیجان‌انگیزی بیافته و من بتونم لااقل به ۵۰ درصد برنامه‌ریزی‌هایی که کردم برسم. خیلی به علت‌های این موضوع فکر کردم ولی به نتیجه‌ی جدی به جز تنبلی و موارد احساسی که به شدت زمین‌گیرم می‌کنند نرسیدم، امروز یک فرصت گذاشتم و برای دو ماه آینده طوری برنامه‌ریزی کردم که بتونم دو ماهی که از برنامه عقب افتادم را انجام بدم، خودم بعید می‌دونم ولی امیدوارم بتونم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)