۱۸آبا
چه‌طور مردم را از چند میلیون پول‌شان خلاص کنیم؟

چه‌طور مردم را از چند میلیون پول‌شان خلاص کنیم؟

وقتی برمی‌گردم به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم کلی آدم هست که روزی با من آشنا شدن و بهم گفتن چقدر شما را دوست دارم و من هم با خودم گفتم چه جالب، بزار حالا که اون یک قدم برداشته منم دوازده قدم براش بردارم و این داستان اونقدر ادامه پیدا کرده تا جایی که از ظن خودشون دیگه من تمام شدم و دیگه نمی‌تونم قدمی براشون بردارم و احساس کردن حالا نوبت اوناست که قدم بردارن، آخر سر هم با گفتن یک جمله‌ی طلایی «تا کی باید به خودم و موفقیت‌هام فکر نکنم» خداحافظی کردن و رفتن، تو ذهنشون هم اینه که ما از اولش اینقدر فوق‌العاده بودیم، راستش اوایل ناراحت بودم ولی این روزها با دانش به این موضوع باز هم این کار و تکرار می‌کنم، من به شدت در حال یادگیری هستم، ولی اونا به شدت درحال زندگی کردن در رویاهای دیگران و تجربه کردن رابطه‌های بدون دوست‌داشتن هستن.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)