۵دی
چه درد خوبی

چه درد خوبی

گاهی توی زندگیم به آدم‌هایی بر می‌خورم که کلی زمان گذاشتن مثلا دکتر شدن، یا زمان و زحمت زیادی کشیدن برنامه‌نویس شدن و …، خیلی هم بهش افتخار می‌کنند، چون زحمت زیادی براش کشیدن، در کنارش هم راضی نیستن و حاضر نیستن چیزی که با این زحمت به دست آوردن را کنار بزارن و کار دیگه‌ای شروع کنند، به خصوص کارهایی که شاید به دست آوردن‌شون اونقدر‌ها هم تلاش و زحمت نیاز نداشته باشه و اثرش در زندگی‌شون خیلی بیشتر باشه، من خودم به شخصه بعضی از کارهایی که بهشون افتخار هم می‌کنم به کسی توصیه نمی‌کنم انجامش بدن، چون به نظرم نمی‌صرفه، باید تلاش کنیم اسیر توجیه تلاش نشیم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)