۲۶آذر
چگونه پاداش‌ها انگیزه را نابود می‌کنند؟

چگونه پاداش‌ها انگیزه را نابود می‌کنند؟

یادم میاد وقتی بچه بودم، از مغازه‌دار‌های مختلفی اجازه می‌گرفتم مدتی پیش‌ اونا کار کنم، بدون دریافت هیچ پولی، این کار باعث میشد، صبح زود، حتی قبل از اینکه صاحب‌مغازه بیاد من در مغازه رو باز کردم، همه چیز رو مرتب چیدم و منتظرم اولین مشتری‌ها سر و کله‌شون پیدا بشه، خیلی برای من جذاب بود، قفسه‌ها را بریزم بیرون و از نو بچینم، با مشتری‌ها برخورد جذابی داشته باشم، حساب‌ و کتاب‌ها را خیلی عالی بنویسم، خیلی چیزها یادگرفتم زمانیکه در کتاب‌فروشی، سوپرمارکت، بخاری فروشی، تولید محصولات فرهنگی، فتیر پزی و … کار می‌کردم، جالب اینجاست که همه‌شون بدون استثناء به خاطر کارهایی که می‌کردم سر ماه یا حتی هر وقت دوست داشتم، بهم شاگردونه می‌دادن، مبلغ اونقدری نبود که با خودم احساس کنم، می‌تونم از این به بعد روش حساب کنم و حتی بگردم جایی با حقوق ماهانه کار کنم، تمام اون کارها را از روی علاقه و کنجکاوی انجام می‌دادم.

من از جمله آدم‌هایی هستم که به شدت با پرداخت حقوق به کسانی که برای کارآموزی وارد شرکتی می‌شوند مخالف هستم، البته شرکت‌هایی که صاحبان اونا آدم‌های باتجربه‌ای هستند، اصولا چنین کاری را نمی‌کنند و در پایان دوره، هدیه‌ای بابت زحماتی که در دوره کارآموزی انجام دادن پرداخت می‌کنند. وقتی به کسی حقوق پرداخت میشه، طرف مقابل دیگه هدفش را از روی یادگیری به روی انجام کار برای بدست آوردن مقداری پول تغییر میده، این طوری سرعت یادگیری به نظرم به شدت کاهش پیدا می‌کنه، حتی رفتار صاحب‌کار هم متفاوت خواهد شد، چون در ازای پولی که پرداخت می‌کنه انتظاراتی براش پیش میاد که اگر بهشون نرسه، از ادامه همکاری اجتناب می‌کنه، صد البته که بعد از مدتی تمام کسانی که دوره‌ی کارآموزی درست و حسابی طی نکردن، با بی‌سوادی و بی‌تجربگی تمام انتظار پرداخت‌های عجیبی هم از جاهایی که در آینده کار می‌کنند خواهند داشت، در کل فرآیند یادگیری یا اتفاق نمی‌افته، یا با سرعت بسیار کمی به نظر من اتفاق می‌افته، این در بلندمدت برای هیچ کدوم از طرفین خوب نیست.

البته وقتی از کارآموزی حرف می‌زنم، منظورم بیشتر آدم‌هایی هستند که در بازه‌ی سنی ۱۹ تا ۲۲ سال هستند، اگر این بازه را با کارکردن تلف کنند، در آینده مجبور خواهند بود زمان بسیار زیادی را برای یادگیری صرف کنند و حتی شاید مجبور باشند سال‌های زیادی را حقوقی برابر با حقوق یک آماتور دریافت کنند، چون زمانیکه باید یاد می‌گرفتند را کار کردند، البته از یک جایی به بعد ما مجبور هستیم هر دو فرآیند کار و یادگیری را با هم انجام بدیم، ولی هر کاری مبانی پایه‌ای خاص خودش را داره و نیاز به تجربیات ابتدایی، البته در این بازه شاید فرد بارها و بارها کار خودش رو تغییر بده، چون هیچ شناخت درستی از خودش احتمالا نداره، هر چی فرصت بپر بپر کردن بیشتری در اون بازه سنی وجود داشته باشه، احتمال انتخاب‌های درست‌تر در آینده بیشتر خواهد بود.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)