۱۱دی
کار داوطلبانه برای پرنده‌هاست

کار داوطلبانه برای پرنده‌هاست

این بخش از کتاب را خیلی دوست داشتم، چون همیشه سعی کردم همین مدلی فکر کنم، چند سالی هست بعضی از دوستانم عازم مناطق محروم می‌شوند تا با ساختن، مدرسه، حمام، کتابخانه و … کمکی کرده باشند، ولی من خیلی علاقه‌مند به این سبک کاری نبودم، چون از نظر خودم اگر پانزده روز از زمانم را صرف این کار کنم بتونم در بهترین حالت مثلا یک دیوار بچینم، درحالیکه همین کار را یک بنای ماهر می‌تونه در دو یا سه روز با بهترین کیفیت انجام بده و من هم در مدت پانزده روز می‌تونم مثلا پول ۳۰ روز یک بنا را در بیارم، پس شاید منطقی‌تر باشه من کار خودم را انجام بدم و معادل پول پانزده روز را اهدا کنم، این طوری هم دیوارهای بیشتری کشیده میشه اونم توسط آدم‌های ماهرتری، هم برای اون بنا بازار درست شده، هم پولی اضافه‌تر وجود داره که می‌تونند باهاش کارهای تاثیرگذارتری هم بکنند. البته این به این معنی نیست که دوست ندارم چنین کارهایی بکنم، ولی راستش اگر انجام میدم صرفا به خاطر خودخواهی خودم هست چون دوست دارم و به اون احساسی که در من ایجاد میشه نیاز دارم، برای همین در بیشتر مواقع سعی می‌کنم مالی یا با کار و تخصص خودم کمک کنم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)