۸مرد

کویرنوردی

از دیشب داشتم به موضوع عکاسیه امروز فکر می کردم و اینکه چطوری توی سایت عکس ها رو نمایش بدم، یه عکسِ تکی بگیرم با موضوعی خاص و در موردش بنویسیم یا چند تا عکس که خودش گویای محتوای مورد نظرم باشه، از اونجایی که هدف اصلی نوشتن بود، تصمیم گرفتم چه یک دونه عکس باشه چه چندتا، دربارشون بنویسم، و سعی کنم تا جای ممکن، خودم عکاسی کنم، چون علاقه خاصی به این رشته هنری دارم، بگذریم، صبح که بیدار شدم موضوع خاصی توی ذهنم نبود و تصمیم گرفتم برم بیرون و دور دور کنم، که با دیدن تابلوی «به طرف منطقه گردشگری تالاب میقان» تصمیمم رو گرفتم و مسیرم رو به سمت تالاب کج کردم.

یه جورایی کویر رو خیلی دوست دارم، هم سکوت خاص و با معنی داره، هم شب ها آسمون پرستاره ای داره، من تعاریف علمی و ویژگی های خاص این تالاب رو میزارم کنار خودتون جست و جو کنید، ولی اگر الان به دیدن  کویر برید چیزی که می بینید با اکثر تعاریف فرق داره، چرا که این تالاب به دلیل اکتشاف و استخراج نمک های صنعتی به خاطر مصارف اقتصادی خاص کاملا خراب شده، چیزی از اون پوشش گیاهی که میگن به راحتی به چشم نمیاد، پرنده های مهاجر مثل دُرنا ها هم که میان، به نظر ناامید میشن، چون هر سال وضعیت از سال قبل بدتر شده، قبل از ورود به کویر با شرکت املاح معدنی ایران رو به رو می شید، که عکس اون در تصاویر موجود است، ابتدای کویر شوره زاری بیش نیست به خاطر هدایت آب توسط این شرکت، در انتها هم گوشه هایی آب به چشم می خوره که کاملا مشخص هست این دوستان مسیر آب رو هدایت می کنند و اکوسیستم منطقه را خراب کردن، در گذشته چاه هایی با آب های رنگی در جای جای این کویر به چشم می خورد که با دیدن اونا لذت خاصی به آدم دست میداد، امروز یه چیزای خیلی جزئی که به زور تونستم پیدا کنم و ازشون عکس بگیرم بیشتر وجود نداره، من فقط موندم دقیقا وظیفه سازمان حفاظت از محیط زیست چیه؟ البته دریاچه ارومیه به اون بزرگی رو خُشک کردن، این دوستان صداشون در نیومد، تعجب خاصی نداره، گویا دوستان حقوق میگیرن که فقط حرف نزنن.

بگذریم، عید برای اولین بار توی آب دریاچه قایق انداختم، کار خیلی عاقلانه ای نبود ولی خیلی دوست داشتم تا نزدیکی دُرناها برم و با جاهای دیگه کویر آشنا بشم، تجربه بی نظیری بود، تا چند متری دُرناها رفتم، هر چی من بیشتر می رفتم جلو اونا به آرامی خاصی توی آب از من فاصله می گرفتن، به جایی رسیدم که زیر قایق توی گِل گیر کرد، ترس عجیبی به من دست داد، پاچه های شلوارم رو بالا دادم و پریدم توی آب، چشمتون روز بد نبینه، تا زانو توی گِل فرو رفتم، سعی کردم سوار قایق بشم، قایق در رفت و از من فاصله گرفت و من بیشتر در گِل فرو رفتم، صحنه ی اصلا خوب و جالبی نبود، از اون جاهایی بود که به جز خدا کسی صدات رو نمی شنید، شاید خواست خدا بود که باد به سمتِ من می وزید و قایق آروم آروم به سمت من میومد و منم آروم آروم در باتلاق فرو می رفتم، خدا خواست و دست من به قایق رسید، این بار عجله نکردم و سعی کردم اول به قایق مسلط بشم، بعد آروم آروم قایق رو به سمت خودم می کشیدم و سعی می کردم خودم رو از توی گِل در بیارم، کار سختی بود و ترس هم سوارِ ما شده بود، هر طوری بود، خودم رو کشیدم بالا، دیگه حال تکون خوردن نداشتم، هوا هم سرد بود، به هر زحمتی بود خودم رو به قسمت خشکی کویر که ماشین اونجا بود رسوندم، این رفت و برگشت حدود ۳ ساعتی طول کشید، تجربه خیلی خاص ، ترسناک و عالی بود.

تجربه دیدن رعد و برق به صورت عمودی در کویر و بارش شدید بارون و دیدن ستاره ها در شب های کویر با تلسکوپ هم از دیگر جذابیت های کویر میقان است، که به شما توصیه می کنیم اگر گذرتون به شهر اراک افتاد، از این تالاب حتما دیدن کنید، یادم نره بگم، این کویر و تالاب یکی از معروف ترین های دنیاست، هم به دلیل جاذبه های طبیعی و هم از نظر اقتصادی.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

یک دیدگاه

  1. پول میگیرن که چیرزی نگن و کاری نکنن
    🙂
    برنامه اغلب سارمان های دولتی تو مملکت ما

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)