۲۱فرو

گاهی باید تصمیمی جدی گرفت

سلام خدا، جدیدا زود زود دوست دارم باهات حرف بزنم، می دونی قصه چیه؟ من اشتباه می کنم، زیاد هم اشتباه می کنم، مثلا خوب گوش نمی کنم، برای همین نسبت به چیزهای نصفه و نیمه ای که شنیدم گفتار و رفتار نشون میدم، رفتارم با چیزی که می خوام باشم متفاوت هست و گفتارم چیزی که توی دلم هست رو نمی رسونه، کلا بین خودم گیر افتادم، می دونم مشکل کجاست، می دونم باید چه کار کنم ولی گویا توانمندی حل مشکل رو ندارم، این هم دروغی بیش نیست.

دروغ هست، چون بی احترامی به چیزی هست که شما آفریدی، یقین دارم بهت خدا، شما هیچ وقت چیز بی عیب و نقص نمی سازی، پس مشکل نداشتن توانمندی در من نیست، چون من رو شما آفریدی، پس توانایی خدایی کردن دارم، چطور نمی تونم از پس یک مشکل مسخره بر بیام؟ چرا باید زمین گیر بشم، اگر بخوام حساب کنم چند تا تیر تا حالا خوردم، مغزم تیر می کشه، با یک دو دو تا چهار تا کردن به حدودا ۲۰۰۰ تا میرسم، می دونم فقط خودم می فهمم چی می گم، ولی بزار یه جایی نوشته باشم.

با این حساب و کتابی که من کردم، دیگه جای سالم نباید توی بدنم وجود داشته باشه، باید به زنده بودن خودم هم شک کنم و این تنها لطف شماست که الان هستم، خدایا، از شما می خوام خیلی جدی تر از قبل بهم کمک کنی یک تکونی به خودم بدم، این تیرهای لعنتی رو از وجودم در بیارم، جاشون رو شما خوب کن، می دونم درد زیادی خواهم کشید ولی می دونم تو کمکم خواهی کرد، خدایا من تصمیم خودم رو گرفتم، پس کمکم کن، بسم الله الرحمن الرحیم، یا علی.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)