۲۲اردیبهشت
ذهنم پر از دلتنگی است

گاهی دلم برای گذشته تنگ می‌شود

دیروز دچار دلتنگی عمیقی شده بودم، با خودم می‌گفتم به کدوم یکی از آدم‌هایی که این حجم از دلتنگی را در وجودم ایجاد کردن پیام بدم! تصمیم گرفتم به همشون به نوعی پیام بدم. هر کدوم واکنشی متناسب با موقعیت فعلی‌شون نشون می‌داد. برای یکی‌شون بخشی از خاطرات قدیمی رو فرستادم، نوشت «حیف، حیف، حیف»، پرسیدم حیف چی؟ گفت «که نابودشون می‌کردم»، این جمله توی ذهنم موند و یک سوال در ذهنم ایجاد شد که ازش نپرسیدم، آخه آدم هر سوالی رو نمی‌پرسه، می‌خواستم بپرسم می‌دونی مهم‌ترین و بزرگ‌ترین چیزی که نابودش کردی چی بود؟ بعد توی ذهنم داشتم مرور می‌کردم چی بود؟ رویاهام! دوست‌داشتم! زندگیم! یا هر سه یکی بود؟ من تمام تلاشم رو همیشه در هر رابطه‌ای می‌کنم تا دوستانم به رویاهاشون برسند، یا حداقل بهشون نزدیک بشن، یا در مسیر رویاهاشون قرار بگیرند، ولی اونا چی؟ آیا چنین کاری می‌کنند یا بعد از مدتی اسیر رویاها و خودخواهی‌های خودشون می‌شوند! یک سوال مهم هست که همیشه از خودم می‌پرسم، آیا زمانی که من بعضی از آدم‌ها رو زمانیکه هیچ کسی روشون هیچ حسابی نمی‌کرد، کنارشون قرار می‌گرفتم، آیا آدم‌های امروزی‌ زندگی‌شون هم اگر اون موقع بودن انتخاب من رو می‌کردند؟ یا بهتر اگر خودشون جای من بودن با خودشون مواجه می‌شدن چه انتخابی می‌کردن؟ یا حتی گاهی نگاه می‌کنم، سن اونها به سنی که با هم آشنا شدیم میرسه، آیا حاضرن از پول، آینده، موقعیت، زندگی و … خودشون برای بهترین دوستان‌شون بگذرند؟ متاسفانه یا خوشبختانه من همیشه همین انتخاب را می‌کردم برای همینه که زندگیم شده فاصله‌ی بین دلتنگی‌ها.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)