۵مهر

گرفتار الگو واره ها نشوید

یه مدت بود می خواستم در مورد الگو واره یا همون پارادایم غربی ها یه مطلب بنویسم که جور نمی شد، ولی نمی دونم چرا امشب مغزم قفل کرده بود روی همین موضوع، جالب اینجا بود که خودم حالا دوست نداشتم درمورد این موضوع مطلب بنویسم، بگذریم به قول ویکی پدیا، پارادایم، سرمشق و الگوی مسلط و چارچوب فکری و فرهنگی است که مجموعه‌ای از الگوها و نظریه‌ها را برای یک گروه یا یک جامعه شکل داده‌اند. هر گروه یا جامعه، «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب الگوواره‌ای که به آن عادت کرده تحلیل و توصیف می‌کند.

الگو واره توی ذهن ایجاد میشه و همه ناگزیر از استفاده اون در کارهامون هستیم، در اصل به ذهن چهارچوبی میدیم که میگیم تو این قالب فقط حق داری فکر کنی، در اصل داریم ذهنمون رو زندانی می کنیم، توی زندگی خیلی پیش میاد که گرفتار این الگو واره ها می شیم، به خصوص اگر کنترل ذهن رو در دست نداشته باشیم، کار اصلی تبلیغات ایجاد یک الگو واره ی مناسب ذهنی هست که ما را به این باور همیشگی می رسونن که فلان محصول خیلی نسبت به بقیه عالی هست، حتی بدون تجربه ی استفاده از محصولات دیگر.

الگو واره ها کاربردهای بسیار سودمندی در زندگی ما دارند اگر دقیقا بدونیم چرا و برای رسیدن به چه چیزی الگو واره ایجاد می کنیم، البته به نظر من شرط اصلی سودمند بودن الگو واره ها این هست که تحت کنترل و انتخاب ما باشن، با این وجود الگو واره ها کاربردهای مضر هم دارند، که باعث می شوند ما دچار محدودیت های فکری بشیم و نتونیم زاویه های مختلف یک مسئله رو ببینیم و در شرایط مختلف بهترین تصمیم رو بگیریم.

کتاب هفت عادت مردمان موثر استفان کاوی رو چند بار خوندم، کتاب واقعا فوق العاده ای بود، جایی از کتاب داستان جالبی رو بیان می کنه که فکر می کنم خوندنش خیلی به کار بیاد «روزی استفان در تراموا نشسته بوده و در حالی که همه در آرامش و مشغول کار مورد نظر خویش بودند، مردی با بچه هایش وارد می شود. بچه ها با رفتارهای نابهنجار خود محیط آرام تراموا را به هم می ریزند، فریاد می زنند و … به طوری که همه افراد در مرز عصبانیت قرار می گیرند. اما پدر کاملاً خونسرد به این ماجرا می نگریسته، بالاخره دکتر کاوی به پدر بچه ها که در کنار او نشسته بوده می گوید فکر نمی کنید لازم است به بچه ها تذکری دهید. همه را کلافه کرده اند.

پدر که گویی تازه به خودش می آید می گوید:” بله، حق با شماست. بچه ها ساعتی پیش در بیمارستان مادرشان را از دست داده اند و من واقعاً نمی دانم باید چه کار کنم…؟” دکتر کاوی می گوید : با این سخن، ناگهان تمامی ذهنیتم عوض شد و با دستپاچگی به او گفتم:” ساعتی پیش اوه خدای من! چه کاری از دست من ساخته است؟” مهم نیست بچه ها چه کار می کنند واقعاً دلم می خواست هر کاری از دستم بر می آید انجام دهم تا بچه ها کمی بتوانند خودشان را تخلیه کنند.» این یه نمونه از تغییر الگو واره و تاثیر اون تو رفتار ما بود.

پس الگو واره عبارت است از الگوی ذهنی ما که بر اساس آن و از پنجره آن به واقعیت ها نگاه می کنیم، قضاوت می کنیم و عکس العمل نشان می دهیم، بعضی وقت ها الگو واره ها اینقدر عالی عمل می کنند که دیگه ما حرف های دیگران هم برامون مهم نیست، چون از پنجره ای داریم نگاه می کنیم که واقعیت جور دیگری است، واقعیت به زودی و بعد از گرفتن تصمیم ما اتفاق میافته، ولی ممکنه بعد از اتفاق واقعیت ما خیلی چیزها رو از دست داده باشیم به خاطر یه واقعیت خیالی که متصور شدیم.

تغییر الگو واره نیاز به جرأت زیادی داره برای رویارویی با فشارهای وارده برای ایجاد یک الگو واره جدید، و ممکنه کسی که موفق میشه الگو واره شما رو تغییر بده، یک فرد بیرونی باشه، یادتون باشه، الگو واره های قدیمی نمیزارن شما الگو واره های جدید ایجاد کنید، الگو واره ها حس اعتماد ما رو نسبت به دیگران از بین می برند و باعث می شوند بعضی وقت ها ما بدترین تصمیم رو در بهترین شرایط ممکن بگیریم و یا مثل داستان استفان کاوی ما باعث شکستن دل کسی هم بشیم.

در آخر یادتون باشه، تفکرات و تحولات مهم علمی با جا به جایی الگو واره ها جریان پیدا می کنه

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۲ دیدگاه ها

  1. بعد از خوندن این پست دقیقا به معنای واقعای کلمه هنگ کرده بودم از نوع رفتار های خودم و اطرافیانم به خاطر این الگو واره ها
    هیچ وقت دقت نکرده بودم به ای تعریف ها که تو ذهنمونه و هست و نیستمونو با اونا میبریم جلو

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)