۲۹آبا

گریبان سرنوشت را بگیرید

امروز چقدر مفید بودم و چه چیزهایی یاد گرفتم؟ روز دهم

person80 سرلوحه روز

خیلی ها را در طول روز شاید ببینیم، یا چرا اینقدر دور بریم، بعضی وقت ها هست که خودمون در برابر زندگی سرمان را خم می کنیم و خودمون رو به دست سرنوشت می سپاریم، گاهی هم یک بیماری ابصار کامل زندگی رو از دست ما می گیره و با خودش به این طرف و اون طرف می کوبه، باید راهی یافت تا سرنوشت خودمون رو به عهده بگیریم.

من می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی تواند سر مرا در برابر زندگی خم کند.

بتهوون

cowboy1 پیاده روی روزانه

امروز هم مثل دیروز، پیاده روی خوبی داشتیم با این تفاوت که بیشترش در سکوت گذشت، گاهی سکوت هم در لا به لای حرف های همیشگی لذتی دو چندان داره، باعث میشه بهتر نفس بکشیم، بهتر ببینیم و بهتر صدای طبیعت رو بشنویم، شاید بین همین لذت ها بتونیم صدای ندای درونمان هم بشنویم که دلش برای حرف زدن با ما تنگ شده و ما همیشه بهش بی توجهی کردیم.

person154 گپ و گفت

این روزها یکی از کارهای ثابت روزانه ی من گپ و گفت های دوستانه است، که یا درباره ی انجام کاری هست، یا دارم برای انجام کاری مشورت می گیرم، به هر حال توی این هفته خیلی چیزها یاد گرفتم، حتی بین حرف هایی که شاید بی هوده نشون بده، چیزهایی یاد گرفتم که من رو روزها به جلو برده و کمک زیادی در انجام کارها به من کرده، توی همین گپ و گفت های امروز، رفته بودیم کافه، دوستم گفت آقا ببخشید من یه شیر کاکائوی بدون شیر می خوام، منظورش شیر بود، طرف هم گفت، یکی رفته بود پمپ بنزین از طرف پرسیده بود، ببخشید پمپ بنزین گاز کجاست.

teacher1 درس های امروز

#درس اول: بعضی ها هنرمند رو با کسی که فکر می کنه هنرمند هست اشتباه می گیرند.

#درس دوم: بعضی وقت ها ما جرأت ابراز احساسات خودمون هم نداریم.

#درس سوم: گاهی نباید روی کاری پافشاری کرد، دیر یا زود تغییر لازم خواهد بود.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)