۱۹اردیبهشت
گزارش هفته‌ی هفتم از سال ۱۳۹۹

گزارش هفته‌ی هفتم از سال ۱۳۹۹

این هفته هم با تمام خوبی‌ها و بدی‌هاش گذشت. کمتر از هفته‌ی پیش اضطراب داشتم ولی خب با زلزله‌ی دیشب و یک سری اتفاق دیگه دوباره یکم مضطرب شدم. ولی خدا رو شکر باز هم موفق شدم تمام کارهایی که برنامه‌ریزی کرده بودم این هفته انجام بدم رو انجام بدم و این نکته‌ی خوبیه به نظرم. آدم‌ها همیشه برام موجودات عجیبی بودن، یک روز میان دست میزارن روی شونه‌ی آدم و میگن پاشو برو جلو ما کنارت هستیم، حمایتت می‌کنیم، بعد که بلند میشم و میرم جلو و بهشون میگم فلان کار که گفتید کمک می‌کنید چی شد؟ بعد یک سمت دیگه رو نگاه می‌کنن انگار دارم با دیوار حرف می‌زنم. این موضوع واقعا آزاردهنده است. من همیشه توی زندگیم تلاش کردم که یا باشم یا نباشم، البته یکی از ویژگی‌های شخصیتی من اینه که همیشه روی خودم فقط حساب می‌کنم، یعنی از ابتدا فکر می‌کنم اگر همه پشتم رو خالی کردن چی میشه! بگذریم این هفته به شدت درگیر این مسئله بودم. در کنار این موضوع خوشحالم آدم‌های خیلی بیش‌تری هم هستند که وقتی میگن کنارت هستیم به تمام معنی کلمه حتی فراتر از انتظارم کنارم هستند.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)