۲۸اسف
اسفند

یک اسفند دوست داشتنی

اصلا نفهمیدم چطوری اسفند اومد و رفت، سعی کردم مثل ماه‌های پیش کتاب بخونم و خوشبختانه موفق شدم پنج تا کتاب بخونم، این ماه خیلی فیلم دیدم، ذهنم خیلی آشفته بود نمی‌تونستم تمرکز کنم، باید راه حلی برای بعضی از مشکلات پیدا می‌کردم، پانزده تا پست بلاگ نوشتم، امسال تولدم هم متفاوت با سال‌های پیش بود، خیلی‌ها یادشون مونده بود و چندین بار در مراسم تولد خودم شرکت کردم، بعدش ۱۲/۱۲ رسید باید اتفاقات دیگه‌ای هم می‌افتاد ولی شاید تلاشمون کافی نبود ولی همین که به نقطه‌ی صفر تاریخ رسیدیم خوشحالم، آدم‌های جدیدی وارد زندگیم شدن، سعی کردم به خیلی‌ها کمک کنم، کارهای جدیدی شروع کردم، فکرهای هیجان انگیزی کردم، کلا ماه دوست داشتنی بود برای من، خیلی چیزها یاد گرفتم و خوشبختانه تونستم خیلی از کارها رو قبل از اینکه سال تموم بشه جمع‌بندی کنم، به امید سالی پر از اتفاقات هیجان انگیز و شاد.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)