۲۳بهم

یک ماهی که تنها مانده است

چهل روز پیش، با نوشتن یک مطلب با عنوان «بنویسید تا خودتون رو بهتر بشناسید» خودم رو در یک چالش یا برنامه ای انداختم، که باید به مدت چهل روز، هر روز یک مطلب در بلاگم منتشر می کردم، این دفعه ی دومی بود که در سال ۹۳ یک همچین تصمیمی گرفته بودم، دفعه قبل که بعد از چهل روز تا سی روز بعدش هم هر روز نوشتم، و این بار هم به لطف خدا با تمام سختی ها و مشکلاتی که به وجود آمد، مقاومت کردم و الان دارم چهلمین مطلب رو هم در روز چهلم می نویسم.

من به نظر خودم آدم خودخواهی نیستم، برای همین هر از چند گاهی درباره ی فواید نوشتن و اینکه من با نوشتن چه چیزهایی رو به دست آوردم می نویسم تا شاید شما هم هوس کردید و شروع کنید به نوشتن، امروز هم به نظرم از همون روزهایی هست که جا داره درباره ی خوبی های نوشتن بنویسم، یکی از مهم ترین مزایای نوشتن برای من رسیدن به خودآگاهی هست، من هر بار که برای مدتی می نویسم، چیزهای جدید و جالبی درباره ی خودم و زندگی خودم کشف می کنم که بهم خیلی کمک می کنند.

سال ۹۳ برای من یکی از سخت ترین سال های زندگیم بود، البته سال ۹۲ هم چندان سال خوبی برای من نبود، توی این دو سال یه جورایی هر سالش یکی رفت، من متولد اسفند هستم، نماد اسفند دو تا ماهی هست که دنبال همدیگه دارن می چرخن، یه جورایی تنهایی با متولدین این ماه غریبه است، حتی اگر بخواهند هم نمی توانند تنها بمونند، وقتی یکی از ماهی ها به هر دلیلی از اون یکی جدا میشه، اونی که تنها مونده، حیران و سرگردان خودش رو به این طرف و اون طرف می زنه و دیگه زندگی براش بی معنی میشه، یه جورایی فقط زنده است.

تنها راه نجات ماهی تنها، پیدا کردن یک ماهی دیگه است تا باز هم دنبال همدیگه بچرخند، برنامه های زیادی داشتم که خیلی هاش نشد، نا امید نیستم، ناراحت هم نیستم، چون زمانم رو برای نگه داشتن اون یکی ماهی گذاشتم، یه جورایی تمام تلاشم رو کردم، خوشحالم که نوشتن رو شروع کردم، یه جورایی بعد جدیدی از زندگیم رو کشف کردم، خیلی بهم کمک کرد کمتر درد بکشم، خیلی بهم کمک کرد کمتر به این طرف و اون طرف بخورم و خیلی بهم کمک کرد امید داشته باشم.

نوشتن مطالب روزانه اون هم برای یک مدت مشخص، باعث میشه به صورت ناخودآگاه با برنامه بشید، حتی این کار باعث نظم بخشیدن به سایر بخش های زندگی تون میشه، نقطه قوتی میشه برای اینکه احساس کنید وقتی تونستید بنویسید، پس هر کار دیگه ای هم می تونید این سبکی انجام بدید، باور کنید نوشتن اصلا هم کار ساده ای نیست، ولی در عین حال لذت بخش هست، خوشحالم که سال ۹۳ رو با یک موفقیت بزرگ یعنی نوشتن دارم تموم می کنم و امیدوارم بتونم این حرکت رو ادامه بدم.

اگر من ماهی باشم، از اون ماهی هایی هستم که با غذا نمیشه شکارش کرد، باید برای شکار من طعمه با ارزش تری تدارک ببینند، مثل یک کتاب خوب، یا چیزهایی که آدم رو وسوسه کنه به سمتش بره، امسال دو تا دستاورد بزرگ توی زندگیم داشتم یکی اینکه به نظرم نسبت به قبل خوب کتاب خوندم، یکی هم تونستم شروع کنم به نوشتن، هر کس بهم پیشنهاد خوندن کتاب یا نوشتن درباره ی موضوعی با برای مدتی خاص می داد، بدون اینکه به چیزی فکر کنم می پذیرفتم و به سمتش می رفتم.

نمی دونم چرا خیلی ها شروع نمی کنند به نوشتن و یا اینکه اگر شروع می کنند چرا بعد از مدتی رهایش می کنند، وقتی به دیگران می گفتم دارم می نویسم، همه می گفتند ما هم دوست داریم بنویسیم و یا تصمیم داریم شروع کنیم ولی هیچ وقت ندیدم شروع کنند، چند وقت پیش به یکی گفتم بنویس، و اون هم برای مدتی نوشت، احساس می کنم امروز فهمیده باشه چقدر کار لذت بخشی هست و شاهد نتایج فوق العاده نوشتن توی زندگیش بوده، به امید روزی که شما هم شروع کنید به نوشتن و من هم کماکان در حال نوشتن باشم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

یک دیدگاه

  1. سلام….

    من هم به پیشنهاد پسرخاله ام کتاب خوندن و نوشت خاطرات روزانه رو شروع کردم……

    مطالبتون جالبه……خوشم میاد…باحاله…..چیزایی خوبی توش هست……دمتون گرم گرم…..

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)