۱فرو

۲۹ روز گذشت،…

ماه اسفند ماه خیلی خوبی بود، تمام تلاش خودم رو کردم تا بتونم تمام برنامه ها را تمام کنم ولی نشد، دلیل اصلی اون علاوه بر تنبلی باز هم برنامه ریزی روی آدم هایی بود که تعهدی ندارند، برای همین سه هفته اول همه چیز فوق العاده بود ولی هفته آخر در بعضی از برنامه ها مشکلات جدی به وجود آمد که همونجا متوقف شدند، باور کنید تمام اتفاقات قابل کنترل بود و بزرگترین مشکل خود من بودم و کسی به جز خودم مقصر نبود و کسی را هم به جز خودم سرزنش نمی کنم.

خیلی خوب می دونم اگر این وضعیت را کنترل نکنم بعد از مدتی بی برنامه بودن برای من به عادت تبدیل میشه و جبران عقب افتادگی ها بسیار مشکل، پس باید هر چه سریعتر به مشکلات پیش آمده سر و سامانی بدم و باز با قدرت تمام به جلو حرکت کنم، گاهی می دونیم باید چه کار کنیم ولی دچار یک سردرگمی خاصی هستیم که بی دلیل به سراغ ما آمده و مانع از حرکت ما به سمت جلو می شود در این شرایط باید هر چه سریعتر به خودمون بیاییم و خودمون را نجات بدیم.

از مجموع ده سرفصل برنامه ای که داشتم پنج تا را به خوبی و حتی فراتر از انتظارات خودم انجام دادم ولی پنج تای دیگه را نمیشه گفت ناموفق بودم، یکم از هر کدوم موند ولی در سرفصل یادگیری به شدت ناموفق عمل کردم و به جز تنبلی و امروز و فردا کردن هم دلیل دیگه ای نمی تونم براش متصور بشم، در کل شروع خوبی بود نسبت به سال های گذشته در این ماه، امیدوارم در فروردین هم بتونم موفقیت های خوبی را تجربه کنم و کمی از عقب افتادگی ها را هم جبران کنم.

یواش یواش به استقبال بهار می رویم، امیدوارم همان طور که درخت ها و گل ها و سبزه ها زنده می شوند ما هم دوباره زنده بشیم، انگار دوباره از نو متولد شدیم و با هیجان خاصی به ماجراجویی در این دنیای پر ماجرا بپردازیم، دوست دارم زندگی ماجراجویانه ای داشته باشم تا یک زندگی موفق با پول زیاد که ازشون لذت نبرم، به نظر من زندگی یعنی کشف و تجربه چیزهای جدید و کشف ناشناخته های این دنیا، خدایا، خودت ما را به بهترین مسیر ها هدایت کن.

 

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۴ دیدگاه ها

  1. سلام.سایت مفیدی داری انشالله قدر سایتتو مردم بدونن.اذت میخوام تو هم درباره سایتم نظر بدی برام مهمه.ممنون گلم

  2. ” گاهی می دونیم باید چه کار کنیم ولی دچار یک سردرگمی خاصی هستیم که بی دلیل به سراغ ما آمده و مانع از حرکت ما به سمت جلو می شود در این شرایط باید هر چه سریعتر به خودمون بیاییم و خودمون را نجات بدیم.”

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)