۸فرو

۳۶ روز گذشت،…

در طول سال گذر روزها اینقدر ناراحت کننده نیست که در طول عید ناراحت کننده است، شاید در طول سال کمتر حس می کنیم ولی عید گذر عمر را با سرعت بیشتری می بینیم، نمی دونم چرا این طوری هست ولی احساس خوبی را منتقل نمی کنه به خصوص که بر می گردی و می بینی هفت روز گذشت، سال عجیبی هست، چیزی را نمی تونم دربارش بگم، نه درباره خوب بودنش، نه بد بودنش، متفاوت شروع شد، امسال سعی دارم سال خوبی را بسازم و تغییرات اساسی را در رفتارهای روزانه ام بدم.

در این هفت روزی که گذشت، کارهای خاصی انجام ندادم، هیچ چیزی هم طبق برنامه پیش نرفت، گاهی برای به دست آوردن چیزی باید چیزهایی را از دست بدی، حتی اگر اون چیز به دست آوردن زندگی ات باشه، باید چیزهای زیادی را از دست بدی تا به دستش بیاری، حالا این سوال مطرح میشه که آیا چیزی که داریم به دست میاریم ارزشش از چیزهایی که داریم از دست می دیم بیشتر هست یا نه! وقتی جواب این سوال مثبت بود که یقینا در مسیر درستی هستیم ولی اگر پاسخ این سوال منفی بود، یعنی باید بیشتر فکر کنیم.

خیلی وقت ها ما فکر می کنیم برای حل مشکل خاصی فقط یک راه حل وجود داره، شاید هم اینطوری باشه ولی در اکثر مواقع راه حل های خیلی بیشتری هم وجود داره که به دلایل مختلف از فکر کردن درباره اون ها طفره می ریم، مثلا ترس اضافه شدن مشکلات، یا گاهی ترس از دست دادن زندگی و کلی چیز دیگه، ترس تا اندازه ای خوب و منطقی هست ولی از حد معمول خودش که بیشتر میشه بیشتر شبیه یک قفل عمل می کنه که به ذهنمون می خوره، دیگه نمی تونیم درست فکر کنیم و درست عمل کنیم.

در هفته ای که گذشت، روزهای خوبی را در کنار دوستانم تجربه کردم، فکرهای فوق العاده ای کردم و در مورد راه حل های یک مشکل خاص فکر کردم و باز هم فکر خواهم کرد، چرا که حتما یک راه حل دیگه ای هم باید باشه، یعنی من می خوام که باشه، از خدا هم می خواهم که در پیدا کردن یک راه حل جدید بهم کمک کنه، البته همه چیز رو به راه هست، نه دلتنگی هست، نه مشکل خاص دیگه ای، فقط عدم رضایت قلبی هست که باعث میشه از فضای موجود زیاد لذت نبرم و دنبال راه حل های خیلی بهتری باشم.

در کل هفته ای که گذشت خوب بود، پر از چالش و تجربه های جدید، سفرهای کوتاه مدت یک روزه و سرشار از شادی و نشاط ولی عملکردم نسبت به برنامه هایی که نوشتم اصلا جالب نبود، نمی خوام توی عید به خودم خیلی سخت بگیرم ولی حتما در هفته آینده تغییرات مناسبی خواهم داد تا بار زیادی بعد از عید به خاطر انجام ندادن برنامه ها ایجاد نشه و بتونم راحت تر جبرانشون کنم، باز هم امیدوارم شما سال خوبی را شروع کرده باشید و در سال جدید تجربه های فوق العاده و جدیدی را کسب کنید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۵ دیدگاه ها

  1. با سلام.
    به قول خیام: “این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد”
    مطالب زیبا و تأثیرگذاری دارید. سایتتان هم در عین سادگی کاملاً دسترسی‌پذیر و از نوع وب سایتهای مورد علاقه من است. با تشکر.

  2. ممنون از این پست ،چون عید من هم چندان جالب نبود .

  3. از نظر عملکرد برنامه جالب نبود

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)