نویسنده: ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.
۸مهر
چرا باید گذشته را فراموش کنی؟

چرا باید گذشته را فراموش کنی؟

«نیاز به ثباترمنجر به رفتار غیرمنطقی می‌شود. نباید فراموش کنیم که ثبات نشان‌دهنده‌ی اعتبار است. از تضاد‌ها خوش‌مان نمی‌آید. اگر در میانه‌های راه تصمیم بگیریم پروژه‌ای را لغو کنیم، تضاد ایجاد کرده‌ایم. در واقع قبول کرده‌ایم یک زمانی جور دیگری فکر می‌کردیم. ادامه دادن یک پروژه‌ی بی‌ارزش تنها این اتفاق دردناک را به تأخیر می‌اندازد و ظاهر را کماکان حفظ می‌کند.◊» ادامه مطلب »

۷مهر
سلام، من لیلی‌ام

سلام، من لیلی‌ام

امروز یکی از بهترین و به یادماندنی‌ترین روزهای زندگیم بود، احساس فوق‌العاده عجیبی داشتم به خصوص وقتی صدای قلب کسی رو شنیدم که قرار هست تا چند ماه دیگه به دنیا بیاد و به من بگه بابا، دلبر خیلی خوش یمن بوده توی زندگیم چرا که پیامبر (ص) می‌فرمایند: «از خوش یمنی و خوبی زن است، که اولین فرزندش دختر باشد.» از اول قرار گذاشته بودیم اگر بچه‌مون پسر بود اسمش رو من انتخاب کنم و اگر دختر بود دلبر، امروز بعد از اینکه فهمیدیم بچه‌مون دختر هست، اسمش رو گذاشتیم «لیلی»، اصلا نمیشه توصیف کرد چه احساس عجیب و جالبی دارم، هنوز نیومده کلی دلم براش تنگ شده و دارم فکر می‌کنم چه کارهایی می‌تونم براش انجام بدم.

پیامبر (ص) در جای دیگه‌ای می‌فرمایند: «خانه‌اى نیست که در آن دختران باشند مگر اینکه هر روز بر آن خانه دوازده برکت و رحمت از آسمان نازل می‌شود و زیارت فرشتگان از این خانه قطع نمی‌گردد و فرشته‏‌ها براى پدرشان هر روز و شب عبادت یکسال را مى ‏نویسند.»، انصافا خیلی خوش به حالم شده، امیدوارم بتونم پدر خوبی برای لیلی باشم.

۶مهر
اگر پنجاه میلیون نفر چیز احمقانه‌ای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه‌ است.

اگر پنجاه میلیون نفر چیز احمقانه‌ای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه‌ است.

«تایید اجتماعی، که گاهی سخت‌گیرانه از آن به عنوان غریزه‌ی جمع‌گرایی یاد می‌شود، تاکید دارد افراد وقتی مثل بقیه عمل می‌کنند که احساس می‌کنند رفتارشان درست است.◊»

وقتی مدرسه می‌رفتم یه جمله‌ی غلطی بود که به ما یاد می‌دادند، «گر خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»، از نظر من احمقانه بود، چون خیلی وقت‌ها نظرات و نوع نگاه دیگران برای من خیلی اشتباه بود و همیشه این سوال رو از خودم می‌پرسیدم که چرا باید شبیه اینا بشم! چرا باید مثل اینا عمل کنم! تا اینکه آخرای دوران دبیرستان با این جمله آشنا شدم، «گر خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت باش» خودش بود، خیلی به دلم نشست، همیشه به عنوان یکی از ارزش‌های زندگیم بهش نگاه کردم و تو ذهنم ثبتش کردم، برای من اصلا مهم نیست اکثر آدم‌ها چی میگن، حتی یادم هست وقتی کار می‌کردم، عده‌ی زیادی از آدم‌ها بهم می‌گفتند اشتباه می‌کنم ولی من اصلا اهمیت نمی‌دادم و بعد از این همه سال که به عقب نگاه می‌کنم می‌بینم اشتباه نمی‌کردم، و به قول سامرست موام، «اگر پنجاه میلیون نفر چیز احمقانه‌ای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه‌ است.» ادامه مطلب »

۵مهر
The Circle

The Circle

این فیلم رو به خاطر اینکه تام‌هنکس توش بازی کرده بود دیدم، ولی چیزی نبود که خیلی هیجان زده‌ام کنه، موضوع فیلم هم به نظرم حول محور حریم خصوصی می‌چرخید، البته فکر می‌کنم تا حدی دنیا این شکلی شده باشه.

۴مهر
چرا ابرها را به شکل‌های مختلف می‌بینی؟

چرا ابرها را به شکل‌های مختلف می‌بینی؟

یکی از تفریحات لذت بخش من در بچگی تماشای کاشی‌های دست‌شویی و حمام بود و پیدا کردن تصویر حیوانات یا اشیاء و هر چیز جالب توجه دیگه، حتی وقتی برای تفریح بیرون می‌رفتیم و روی زمین دراز می‌کشیدم و به ابرها نگاه می کردم سعی می کردم شکل خاصی پیدا کنم مثلا فلان ابر شبیه فلان آدمی هست که ازش خوشم نمیاد و …، این هم باید اضافه کنم که زمان ما هر از چند گاهی یا روی پوست خربزه اسم خدا رو پیدا می‌کردن یا روی یک سنگ یا حتی تنه‌ی درخت و میشد تیتر خبرگزاری‌ها، حتی یادم میاد یک بار بحث بود روی یک شله زرد تصویر یک دست دیده شده و احتمال زیاد دست حضرت ابوالفضل (ع) بوده، نمی‌دونم اینقدر توهم رو از کجا میاوردن. ادامه مطلب »

۳مهر
هرگز تسلیم نشو!

هرگز تسلیم نشو!

من به شخصه جک ما رو خیلی دوست دارم، یکی از دلایلش هم اینه که عاشق فارست گامپ هست، این کتاب برگزیده صحبت‌های ایشون در سخنرانی‌ها، جلسات و مصاحبه‌های مختلف هست، من که خیلی دوست داشتم این کتاب رو و خیلی چیزها یاد گرفتم.

«آن چه را که باید انجام بدهید قبول کنید تا آرزو‌هایتان را درک کنید. گاهی این کار شامل این می‌شود که قدمی به عقب برداشته و از چیزی صرف نظر کنید و آماده باشید که در لحظات سخت آن چه آموخته‌اید در اختیار دیگران بگذارید.»

۲مهر
آیا دانشگاه هاروارد شما را باهوش‌تر جلوه می‌دهد؟

آیا دانشگاه هاروارد شما را باهوش‌تر جلوه می‌دهد؟

«هرگاه ما عوامل انتخاب را با نتایج آن اشتباه می‌گیریم، طعمه‌ی چیزی می‌شویم که نسیم طالب به آن توهم بدن شناگر می گوید.◊»

مدتی هست در حال فکر کردن به این موضوع هستم که چرا بعضی از استارتاپ‌ها که معادل خارجی اونا با زیر ده نفر در حال فعالیت در سطح جهانی هستند در ایران بالای چهل نفر هستند و خروجی اصلا رضایت‌بخشی هم ندارند، شاید یکی از مهم‌ترین دلایلش این باشه که مدیران این مجموعه‌ها فکر می‌کنند رشد و بزرگ شدن به تعداد نیروی انسانی‌شون هست، در حالیکه به نظر من در بلند‌مدت حتما باعث شکست‌شون میشه، در کنار این مسئله آدم‌هایی رو می‌بینم که به بهانه یادگیری و رشد وارد چنین شرکت‌هایی می‌شوند، به نظرم این دسته از آدم‌ها هم چیز زیادی یاد نمی‌گیرند، مهم‌ترین دلیلش به نظرم اینه که مدیران و حتی آدم‌های حرفه‌ای در چنین شرکت‌هایی اصلا وقت خالی ندارند، فرض کنید شما سال اول یا دوم فعالیت شرکت‌تون هست و چهل نفر نیرو دارید، روزی هشت ساعت هم سر کار هستید و کارهای متفرقه مثل ناهار و … هم انجام نمی‌دید، اگر بخواهید برای هر نفر از پرسنل خودتون در روز وقت بزارید فقط دوازده دقیقه وقت دارید، این به شرطی هست که هیچ کار دیگه‌ای نداشته باشید، این نگاه تک بعدی من به مسئله بود و نمی‌خوام فعلا به بقیه ابعاد مسئله بپردازم. ادامه مطلب »

۱مهر
بهترین سال زندگی تو

بهترین سال زندگی تو

چند وقت پیش داشتم توی باغ کتاب قدم می‌زدم که به این کتاب برخوردم، «بهترین سال زندگی تو» نوشته‌ی دارن هاردی، به نظرم اومد کتاب جالبی باید باشه چون هنوز هم کتاب «اثر مرکب» دارن هاردی یکی از بهترین کتاب‌هایی هست که خوندم، ولی این طور نبود، یک کتاب پر از بدیهیات، نکته‌ی قابل توجهی به نظرم نداشت، نصف بیشتر کتاب که جدول بود برای پر کردن انگار یک جورایی سررسید خریده بودم، خوندن کتاب خالی از لطف نیست ولی به نظرم نباید بعد از خوندش منتظر باشید بهترین سال زندگی‌تون رو سپری کنید.

۱۰شهر
چرا باید به قبرستان‌ها سر بزنی؟

چرا باید به قبرستان‌ها سر بزنی؟

«خطای بقا یعنی افراد دایما احتمال موفقیت خود را زیاد از حد تخمین بزنند. با سرزدن به قبرستان پروژه‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و شغل‌هایی که در زمانی بسیار امیدوارکننده به نظر می‌رسید، در برابر این خطا موضع بگیر. قدم زدن در این قبرستان، ناخوشایند ولی برای شفاف شدن ذهنت لازم است.◊»

کتاب هنر شفاف اندیشیدن از اون کتاب‌هایی نیست که دوست داشته باشم سریع بخونمش، برعکس تصمیم گرفتم بازه‌ی خوندنش رو طولانی کنم، اولین عنوان کتاب فوق‌العاده برام جذاب اومد، «چرا باید به قبرستان‌ها سر بزنی؟»، بعد از خوندن این بخش از کتاب تصمیم گرفتم به قبرستان ذهنم سری بزنم، عجب وضعیت پیچیده و به هم ریخته‌ای داشت، پر بود از پروژه‌ها، شغل‌ها، آدم‌ها، اهداف و … که طی سال‌های گذشته بدون هیچ نتیجه‌ای به گوشه‌ای پرتاب شده بودن، اولش که این صحنه رو دیدم خیلی نگران شدم. ادامه مطلب »

۹شهر
Flight

Flight

امروز بین بیرون رفتن و فیلم دیدن قرعه به نام تماشای فیلم درومد، اولش یک فیلم خیلی بد دانلود کردم و همون دقایق اولش اعصابم خورد شد و خیلی اتفاقی با این فیلم آشنا شدم و دانلودش کردم، انصافا فیلم جذابی بود، کلا فیلم‌هایی که بیشترش حول زندگی یک آدم می‌چرخه رو خیلی دوست دارم، موضوع اصلی فیلم به نظرم دروغ بود، اینکه آدم می‌تونه حتی به خودش هم دروغ بگه، ما کارهای اشتباه زیادی رو ممکنه توی زندگی‌مون انجام بدیم ولی اینقدر به خودمون دروغ میگیم که هیچ وقت احساس نمی‌کنیم اون کارها اشتباه هستند و در صدد اصلاح‌شون بر نمیایم، ولی بالاخره یه جایی میرسه که دیگه دوست نداریم دروغ بگیم، هر چند به نفع‌مون نباشه.

This movie at IMDB

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)