فعالیت ها

۷فرو

چیزی که می خواستم نشد!

یک سال و نیم پیش آرش میلانی پروژه ی آموزشی را شروع کرده بود به اسم اوردینگ که یکی از کارهاش آموزش نیروی متخصص برنامه نویس بود، این موضوع برای من خیلی جذاب اومد، من هم شش سال پیش پروژه ای را به اسم کوله پشتی شروع کرده بودم که یکی از بخش های اون طرح برهان بود، برهان مخفف (برنامه ریزی، رشد، هدایت، آموزش، نوجوانان) ایرانی هست، این طرح بیشتر به شناخت توانایی های نوجوانان می پرداخت و سعی می کردیم در این طرح با برنامه های مختلف باعث بشیم بچه ها بیشتر خودشون رو بشناسند و در آینده مسیری را انتخاب کنند که بتوانند در اون مسیر حرف برای گفتن داشته باشند. ادامه مطلب »

۱۳اسف

طرح زندگی هم متولد شد

بالاخره خودم رو راضی کردم تا از ایده آل گرایی هام کمی کاهش بدم و بزارم ایده ها توی ذهنم هم یک نفسی بکشند و هم بتونند در عالم واقعیت عرض اندامی کنند، گاهی که به خودم نگاه می کنم دلیل سکون های طولانی مدتم همین ایده آل گرایی بیش از حد هست، برای همین تصمیم گرفتم برای مدتی زندانیش کنم تا با حداقل های ممکن و قابل دسترس یکی از ایده های دوست داشتنیم رو شروع کنم، تصمیم داشتم از اول اسفند ماه شروع کنم، نمی خواستم به خاطر هیچ دلیلی تاریخ شروع رو تغییر بدم. ادامه مطلب »

۸مهر

قفسه کتاب من

نیمه اول سال ۹۳، طبق قول و قراری که با خودم گذاشته بودم ۱۵ تا کتاب خوندم در موضوعات مختلف، از کتاب داستان بگیرید تا کتاب های علمی و آموزشی مختلف، رشد بسیار عالی در حوزه ی مطالعه داشتم، اصلا یادم نمیاد هیچ سالی من بیشتر از ۴ تا کتاب خونده باشم، کتاب هایی رو که خوندم رو در قالب نوشتن مطالب مختلف با موضوع کتاب در بلاگم معرفی کردم که می تونید از قسمت دسته بندی کتاب ها اون ها رو مشاهده کنید. ادامه مطلب »

۱۸شهر

من خودم رو به چالش دعوت می کنم

من سال ۹۳ رو به یادگیری اختصاص دادم، یادگیری خیلی چیزهایی که هیچ وقت براشون وقت درست و حسابی نمیزاشتم، اول سال همه جا منتشر کردم قراره چه کارهایی بکنم و چه چیزهایی یاد بگیرم، برای همین من با وجودیکه همیشه خودم برای خودم کار می کردم، امسال همه ی کارهای گذشته رو تعطیل کردم و تصمیم گرفتم خودم رو به چالش جدی تری دعوت کنم، اونم نقطه، زندگی سر خط، یعنی همه چیز رو از اول شروع کنم، انگار از اول چیزی وجود نداشته و من باید کارهای جدیدی خلق کنم.

یکی از نفرت انگیز ترین چیزهایی که می تونه توی زندگی من وجود داشته باشه، اینه که دچار روزمرگی بشم، یا یک فعالیت مشخص را برای مدت طولانی به صورت یکنواخت انجام بدم، من قبل از سال ۹۳ هم زندگی خوب و آرومی داشتم، هر کاری که راه انداختم رشد خوبی داشت و همه ی اون ها را هم خودم خلق کرده بودم، ولی سه سال بود درگیر اونها شده بودم و دیگه یواش یواش داشت حوصلم سر می رفت تا اینکه تصمیم جدی گرفتم با مهاجرت بکشم زیر همه چیز و اصلا برم کارهای جدیدی خلق کنم برای همین اومدم تهران.

روزهای فوق العاده سختی رو دارم پشت سر میزارم و هر روز درگیر چالش های جالب و هیجان انگیزی میشم، ولی شروع کردم و از این مورد خیلی خوشحالم، دوستان و همکاران جدیدی پیدا کردم، خیلی ها رو امتحان کردم و با خیلی ها نشست و برخواست کردم و از بین اون ها سعی کردم بهترین هاشون رو برای خودم گلچین کنم که ابتدای سال ۹۴ اسامی تک تکشون رو خواهم گفت و ازشون به خاطر همکاری و رفاقتشون تشکر ویژه می کنم و شاید دیگه وقت حرکت به سمت جلو باشه. ادامه مطلب »

۱۰شهر

اولین دورهمی «طرح هفده»

جمعه با خودم تصمیم گرفتم هم دوستانم رو سوپرایز کنم و هم خودم رو برای شروع یک کار هیجان انگیز دیگه آماده کنم، برای همین یک سِری اسباب و وسایل جدید رو بار یک نیسان آبی رنگ کردم و عازم تهران شدم تا یک دستی به سر و روی دفتر کارمون بکشم، ساعت ۳ بود که رسیدم تهران و مجبور بودم تنهایی اون همه وسیله رو خالی کنم ولی انگیزه ی لازم برای این کار رو داشتم، دقیقا ۲۴ ساعت طول کشید تا چیزی که می خواستم رو با کمک اون وسایلی که آورده بودم ساختم.

بعدش با پیام* تماس گرفتم و قرار شد اون روز بیاد و سری به من بزنه، کلی کلیپ جالب و فوق العاده با هم دیدیم و تصمیم گرفتیم فردا یک دورهمی برگزار کنیم، منم که بعد از استارتاپ ویکند تبریز یک طرح رو توی حوزه ی کتاب آماده کرده بودم و تا امروز حال و حوصله ی اجرایی کردنش رو نداشتم، تصمیم گرفتم دورهمی را با محوریت ایده ای که از قبل داشتم برگزار کنم تا شاید محرکی باشه تا من اون ایده را عملیاتی کنم، برای همین یک کلیپ و یک پاورپوینت آماده کردم برای برنامه ی فردا و از چند نفری دعوت کردم.

دیروز ساعت ۶:۳۰ دقیقه بود که دورهمی ما با عنوان «هفده» و با موضوع آینده و هدف شروع شد، ابتدای جلسه من یه کلیپ پخش کردم، بعد درباره ی آینده و نظرم نسبت به اون صحبت کردم، اینکه ابتدا ما آینده ای که دوست داریم را توی ذهنمون به تصویر می کشیم، بعد برای رسیدن به اون تصویرهایی که ساختیم مجموعه ای از اقدامات رو انجام میدیم، و حاصل اشتراک این دو تا میشه آینده ای که ما دوست داریم!! البته که نه، این چیزی هست که اصولا همه فکر می کنن ولی برای رسیدن به اون چیزی که می خواییم یک مورد خیلی مهم دیگه هم هست و اون روندها و روش های ما برای رسیدن به اون تصاویر هست، اگر ما سعی زیادی هم داشته باشیم ولی از راه و روش درست استفاده نکرده باشیم بیشتر از اینکه به تصاویر ذهنی مون نزدیک بشیم از اون ها دور می شیم، سوال این جاست که آیا آینده ای که ما می خواهیم حاصل اشتراک این سه تا هست؟! جواب من اینه که بله، اما یک شرط داره، اونم اینه که ما رخدادها را هم مدیریت کنیم، رخدادها مواردی هستند که اصولا ما خودمون اون ها رو بوجود میاریم و کسی در به وجود آوردنشون دخالتی نداره، برای همین باید مانع از این بشیم که رخدادهای الکی ما را از رسیدن به اهداف و چشم اندازهامون باز بدارن، این هم خلاصه ی مطلبی بود که من در دورهمی دیروز مطرح کردم و دربارش صحبت کردم. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه